در حرکت باش

روزهای ابری

حتماً تو هم این دست روزها را تجربه کرده‌ای. روزهایی که خوابیدن و فکرنکردن را بر حرکت ترجیح می‌دهی. انگیزه‌هایت را نمی‌یابی. حجم کارهای مانده نیز روی دوشت حسابی سنگینی می‌کند. تجربه کرده‌ام که این روزها به صورت دوره‌ای سروکله‌شان پیدا می‌شود. می‌آیند، چند روزی اذیت می‌کنند و اگر کمی قوی باشیم، در انتها تسلیم …

چرا می‌ترسی!؟

هدف و ترس از آینده

دوباره دچار شدم به وضعیتی که میام و می‌نویسم و منتشر نمی‌کنم، می‌نویسم و نصفه می‌مونه. این نوشته جهت مقابله با این وضعه و به احتمال زیاد چیز دیگه‌ای ازش درنمیاد! خب. داشتم به این فکر می‌کردم که چرا دارم جوری رفتار می‌کنم که انگار خودم نیستم. تا کِی قراره جوری باشم که مقبول باشم؟! …

و من به دندان‌پزشکی علاقه‌مند می‌شوم!

دندان‌پزشک‌تر می‌شوم :)

۵ سال گذشت. ۵ سال! کنکورم سال ۹۲ بود. از چند ماه قبل از کنکور به سرم زده بود که: دارم مسیر اشتباهی رو می‌رم. اینکه کاش می‌رفتم رشتۀ ریاضی. حس می‌کردم باید می‌رفتم دنبال آی‌تی. ولی وایسادم. گفتم الان دیگه دیره برای تغییر رشته. فعلاً بخون، بعد از کنکور یه فکری می‌کنی… وسط تابستون، …

از یک دانشجوی دندان‌پزشکی به کنکوری‌های عزیزم

آسمان ابری

سلام امیدوارم حالت خوب باشه. این چند روزه، به خاطر نوشتن چندتا پست در مورد دندان‌پزشکی و هجوم دوستان کنکوری (!) به وبلاگم، من هم حس‌وحال کنکور دارم! و دوست دارم که برات بنویسم. می‌دونم الان که حدود ۲-۳ روز تا کنکور مونده، یکم بی‌قراری، ممکنه استرس زیادی داشته باشی، نگران باشی، خسته، شاید ناامید، …

مردِ معجزه‌ها

محمدرضا استادشریف و مصطفی قائمی

گفت کافۀ خونم پایین آمده! امشب را هماهنگ کردیم. رفتیم میدان مفتح، این‌بار کافه پائیز. از نقاط مهم زندگی‌مان در یکی‌دو هفته‌ای که مفصّل صحبت نکرده بودیم شروع کردیم به گفتن. جالب است که همیشه ماجراهایی برای یکدیگر داریم که خرق عادت محسوب می‌شوند! البته ماجراهای محمدرضا، بیشتر از جنس معجزه‌اند :) معمولاً وقتی تعریف …

دایی رمضان سلام

آسمان آبی و ابرها

برای تو می‌نویسم؛ دایی‌جان. سلام. می‌دانم که حالت خوب است. خیلی خوب. در بهترین جایی هستی که یک مخلوق می‌تواند باشد. بهترین کاری را کردی که یک انسان می‌تواند انجامش دهد. گذشتی. از خودت. از تمام آن‌چه که داشتی. از تمام آن‌چه که خالقت به تو هدیه داده بود. نمی‌دانم می‌دانی یا نه. ولی دلم …

از چه دلتنگ شدی؟

از چه دلتنگ شدی؟

هان؟ از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی‌ها کم نیست… می‌دانم که دوست نداری با دلخوشی‌های کوچک خودت را امیدوار نگه داری. می‌دانم که کمال‌گرایی‌ات اجازۀ دل‌بستن به خیلی از امیدواری‌ها را نمی‌دهد. ولی تو بدان. آهای تو! بدان که گاه در مسیر زندگی باید با همین خُرده‌شادی‌ها دلت را خوش کنی و مسیر را پی بگیری. باید …

خودت را دریاب

کتاب مردِ مرد و تنهایی و کافه نح :)

دیدی گاهی خودت یادت می‌رود!؟ حواست نیست، ولی گاهی خودت را فراموش می‌کنی. وقتی دغدغه‌ها زیاد می‌شوند، سرت شلوغ می‌شود. گذر روزها به روزمرگی تبدیل می‌شود. و آن‌جاست که یک‌آن به خودت می‌آیی و می‌بینی که خودت کمی ناراحت یک گوشه نشسته و منتظر است تحویلش بگیری، ناز و نوازشش کنی و به او توجه …

خواست‌ها و اراده‌ها در مسیر زندگی (۱)

مسیر زندگی

گاهی مسیر زندگی‌ام را مرور می‌کنم، به خواسته‌هایم و هدف‌هایم فکر می‌کنم، به اتفاقاتی که برایم افتاده، به مسیری که طی کرده‌ام، به مقصدهایی که رسیده‌ام… ولی می‌بینم که نه…! با این که شرایطی که دارم را دوست دارم، ولی می‌بینم آن‌طوری که می‌خواستم نشده. از قضا جوری مسیر برایم عوض شده و هدف‌هایم تغییر …