روند صعودی رو دارم احساس می‌کنم…

آخرین نوشته هامو که نگاه می کردم دیدم بیشترشون از سختی ها بودن و از پسرفت. البته شاید نشه بهشون گفت پسرفت؛ شاید یه جور دورخیز کردن باشن. ولی در هر حال از وضعیت ناخوشایندی حکایت دارن.

امروز که می خواستم به سمت تهران بیام، بعد از پیاده شدن از تاکسی در میدان ۷۲تن قم، تصمیم گرفتم با یک ماشین و رانندۀ خوب، بیام تهران؛ با اتوبوس نه.

از لحظه ای که این تصمیم رو گرفتم، دومین راننده ای که پرسید مقصدم رو، به نظر موجه میومد و ماشینش هم سمند بود. سوار شدم.

۳ نفر عقب نشسته بودیم. صحبت هامون گل کرد و در مورد تکنولوژی و حواشی اون کلی صحبت کردیم. یکی دکترای حقوق داشت، یکی هم دانشجوی سال دوم مهندسی برق بود. دانشجوی مهندسی برق، خیلی شور و شوق داشت، خوب حرف می زد، اطلاعاتش خوب بود، و از مصاحبت باهاش لذت بردم و چیزهای خوبی یاد گرفتم.

خلاصه که تو ذهنم داشتم مرور می کردم چقدر جالب سلسله اتفاقاتی افتاد تا من دیرم بشه، تصمیم بگیرم با سواری بیام تهران و بشینم در کنار دو نفر آدم موفق و چیزهای خوبی یاد بگیرم ازشون.

بعدش یک مروری کردم به اتفاقات بعد از تابستون…
دیدم اتفاقاتی که یادم میاد، بیشتر مثبتن. و این دید، یک روند صعودی رو به من نشون داد. اینکه این ناراضی بودن از شرایط و میل به بهبود و تلاش خودم و تسلیم نشدنم، نمودار زندگی منو از حالت نزولی و قسمت منفی نمودار، به صعودی تبدیل کرد و الان این نمودار به سمت مقادیر مثبت در حرکته.

دوست ندارم جزئاً در مورد این اتفاق های خوب توضیح بدم، ولی کلاً به نظرم من رو به سمت هدفم و ارزش هام، دارن نزدیک می کنن.

یه جورایی دارم یاد اون قسمت از سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد میفتم که از Connecting the Dots صحبت می کرد. می گفت خیلی از اتفاق ها توی زندگیش افتاده یا اونها رو رقم زده که همون لحظه یا کمی بعدش ارزش اون رو درک نمی کرده. ولی چند سال بعد که به عقب نگاه کرده (Looking Backward) دیده هر کدوم از اون اتفاق ها، نقطه ای بودن که با وصل کردن تمام اون ها به هم، به الان خودش رسیده.

یعنی الان من باید تمام سعیم رو بکنم که بهترین تصمیم ها و کارها رو بگیرم و انجام بدم و منتظر یک نتیجۀ سریع نباشم.

و الان یاد این جمله از محمدرضا شعبانعلی افتادم:

انسان شکست خورده

امیدوارم این روند رو بتونم ادامه بدم.

 

دیدگاه ها

  1. فاطمه غيثي

    این عالیه مصطفی جان.
    امیدوارم برای هممون، دوره‌های رکود و ناامیدی منجر به تلاش و تحرک بشه و بعد از این دوره‌ها به بهبود و رشد و امیدواری برسیم.
    اگه دوست داشتی برامون از اتفاقات و تصمیم‌های کوچکی که بعد متوجه شدی تأثیر زیادی روی موفقیت‌هات داشتند، بنویس.

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      خیلی ممنونم که همچنان سر می‌زنی به بلاگم :)
      و اینکه موفقیت هایی که دارم، اونقدر کوچیکن که نوشتن از اونها خیلی پر رویی می خواد!
      ولی اگر این روند رو بتونم حفظ کنم، اون موقع یه خرده جرأت پیدا می کنم که بنویسم.
      باز هم ممنونم ازت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *