می‌نویسم تا یادم باشد

عصب‌کشی

عصب‌کشی یا همان اندودانتیکس، وحشتناک‌ترین بخش برای بیشتر دانشجویان دندان‌پزشکی محسوب می‌شه. دو ترم گذشته، به لطف اساتید، واحد پری‌کلینیک دندان‌های خلفی، پاس‌نشده ماند و ترم گذشته وارد بخش اندو شدیم تا برای اولین بار عصب‌کشی رو روی دندان بیمار انجام بدیم.

از روزها قبل، استرس حضور در بخش، اساتید عزیز (!) و میل من به اینکه باید تمام تلاش و توانم را صرف کنم تا بدون هیچگونه مشکلی این بخش طی بشه، باعث شد با تمام قوا خودم رو آمادۀ روز اول کنم.

دو شب قبل از روز اول بخش، رفیق عزیزم، امین، توی اتاقمون بود و گفت که دندونش درد می‌کنه. پرسیدم کدوم دندونته؟ گفت دندون ۵ پایین. دندون ۵ دندونی بود که می‌تونستم روش کار کنم. ولی دلم نمیومد برای اولین تجربه، روی امین امتحان کنم؛ واسه همین به شوخی گفتم پس‌فردا بیا!!! به شوخی صحبت کردیم و ایشون خیلی جدی قبول کرد!

خلاصه اینکه دندونش رو عصب‌کشی کردم، خیلی هم خوب شد. البته کمی هم استاد کمک کرد.

اون روز، اون تجربه، اعتماد امین عزیزم، لبخند رضایتش و جملۀ یکی از ترم بالایی‌ها هیچ‌وقت یادم نمی‌ره؛ که گفت اولین بیمارت، ترم پایینی‌ت بود؟! گفتم آره! گفت که تو برو تخصص اندو بخون!

اون ترم به خوبی تموم شد. نمرۀ ۱۳ هم نمره‌ایه که بیشتر از اون از اساتید بخش اندو انتظار نمی‌رفت.

رسیدیم به همین ترم. واحد پاس‌نشدۀ اندوی عملی فانتوم ۲ و اندوی بخش روی بیمار در کنار هم شرایط رو سخت می‌کردن.

طبق روال، در بخش تمام تلاشم رو می‌کردم تا بهونه‌ای دست اساتید ندم. کارها خوب پیش می‌رفتن و تعداد کانال‌های عصب‌کشی‌شده‌ام زودتر از بقیه به ۵ رسید. طوری که فرصت کردم یک جلسه غیبت کنم و یک جلسۀ اضافه معاینه کنم فقط. ۷ کانال برای تکمیل پرونده در بخش نیاز داشتم. ولی در انتها وقتی مشغول عصب‌کشی کانال هشتم بودم، استاد به من اعتراض کرد که تو باید بعد از هفتمی می‌رفتی!!!

هشتمی هم خیلی خوب به پایان رسید.

برای بهتر دیدن تصاویر، روشون کلیک کنید.

پری‌کلینیک هم با کمک رفیقم، مَهدی عزیز، به پایان رسید.

امیدوارم نمرۀ کم ندن و پاس شم.

***

نوشتم که اینجا ثبت بشه.

نکنه وقتی که شرایط خیلی سخت می‌شه، که اینجا بخشی‌ش رو شرح دادم، کم بیارم. باید ادامه بدم و دست از تلاش برندارم.

مهم اینه که متوقف نشیم.

در حرکت باشیم…

دیدگاه ها

  1. سحر استم!

    موقع خوندنش دندونم درد گرفت!
    (احساس می‌کنم شما دکترا چه بی‌احساسید :)‌ #شوخی )

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      خوشبختانه دندونی که با خوندن یک متن درد می‌گیره، نیاز به عصب‌کشی نداره :)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *