و من به دندان‌پزشکی علاقه‌مند می‌شوم!

دندان‌پزشک‌تر می‌شوم :)

۵ سال گذشت.
۵ سال!
کنکورم سال ۹۲ بود. از چند ماه قبل از کنکور به سرم زده بود که: دارم مسیر اشتباهی رو می‌رم.
اینکه کاش می‌رفتم رشتۀ ریاضی.
حس می‌کردم باید می‌رفتم دنبال آی‌تی.

ولی وایسادم.
گفتم الان دیگه دیره برای تغییر رشته.
فعلاً بخون،
بعد از کنکور یه فکری می‌کنی…

وسط تابستون، از کلاس آموزشی راهنمایی و رانندگی رسیدم خونه،
در که باز شد،
داداش‌علی گفت که: قم قبول شدی!

موندم الان باید خوشحال باشم!؟ ناراحت باشم!؟
دیدم خونواده شادن :)
من هم هنوز تو شوک بودم!
انتظار قم رو نداشتم حقیقتاً.

ولی قم.
اومدیم و ثبت نام کردیم.

از همون ترم‌های اول، عرصه رو بر خودم تنگ دیدم.
دیدم نمی‌شه!
دیدم این درس‌ها من رو پُر نمی‌کنن.
مخصوصاً دو سال اول که درس‌ها ارتباط خاصی هم با دندون‌پزشکی نداشتن. و خیلی سخت می‌شه تصور درستی از دندون‌پزشکی پیدا کرد در دو سال علوم‌پایه.

در همین حین که با نارضایتی‌های دوره‌ای، فرازونشیب‌های زیاد، روزها می‌گذشتند، من در تلاش بودم که راهی پیدا کنم تا برم پیِ رؤیاهام.

برم پیِ استعدادهام، علایقم،
هدفم…

با کلی آدم حرف زدم. کلی فکر، کلی یادداشت، کلی ناراحتی…
ولی همیشه مواردی بود که باعث می‌شد من بمونم و ادامه بدم.

گاهی ترس از آیندۀ نامعلوم، ترس از ابهام،
گاهی ترس هم نبود، امید به آیندۀ بهتر با داشتن این رشته و…

این رو هم بگم که تمامی راه‌های موجود رو بررسی می‌کردم؛ از تحصیل همزمان دو رشته، تا انصراف از تحصیل!
حتی ابتدای همین ترم، درخواست مرخصی تحصیلی رو نوشتم و تحویل معاونت آموزش دانشکده دادم.
ولی…

ولی حالا خودم رو در یک جریانی می‌بینم که اون‌قدر خوب و بدون نقص داره جلو می‌ره که گاهی با خودم می‌گم انگار مسیر درست، همین مسیریه که الان در اون قرار گرفتم!

مرخصی این ترم کنسل شد.
این ترم شد بهترین برهۀ تحصیلم.
کلی اتفاق خوب و مهم رخ داد و هنوز هم همینطوره!

اومدم جلو… تا رسیدم به فرجۀ امتحانات این ترم.
۳-۴ هفتۀ پیش بود که برای شروع فرجه‌ها بچه‌ها قصد رفتن به خونه‌هاشون رو کرده بودن.
ولی من نه.
هادی گفت: نمی‌ری مگه؟
گفتم: نه. می‌خوام برم دنبال کار.
– کار گیر نمیاد که…
– حالا می‌رم دنبالش. ضرر نداره که.

۲۰ روز تعطیل بودیم تقریباً.

بچه‌ها رفتن خونه‌هاشون.
من موندم.

روز بعد،
سوئیچ ماشین مرتضی رو ازش گرفتم و رفتم دنبال درمونگاه‌ها.

به اولین درمانگاه که رسیدم، دیدم عه! یکی از دوستان ورودی ۹۰ در حال درمانه :)
دست تکون دادم و اون گفت برم داخل.
کنارش نشستم.
گفتم علیرضا، اومدم دنبال کار :)
گفت: هفتۀ بعد هستی!؟
– آره.
– خب من نیستم، بیا جای من چندتا شیفت وایسا، تا دستت بیاد اوضاع چطوره. بعد از یک ماه، من دیگه می‌رم شهرمون، تو بیا جای من!

این درمانگاه، از شلوغ‌ترین درمانگاه‌های قم محسوب می‌شه. و هر کسی سعادت حضور در اون رو پیدا نمی‌کنه!

خوشحال و خندون، رفتم سراغ باقی درمانگاه‌ها.

خیلی جالبه که در دو تا درمانگاه دیگه هم شیفت جور شد :)

و کارم جوری شد که یکشنبه، دوشنبه، چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه باید می‌رفتم و دندان‌پزشک می‌بودم! که دو روزش، هم صبح بود و هم عصر!

دندان‌پزشک شدم! این‌بار دیگه خبری از درمانگاه خلوت نبود.
دیگه اون درمانگاه قبلی نبود که بیمار کم باشه، تجهیزات کامل نباشه و از همه بدتر اینکه یک نفر بالای سَرَم باشه و در روند درمان دخالت کنه!

این‌بار فرق داشت.
واقعاً شدم یک دندان‌پزشک.

همۀ مراحل از تشخیص تا طرح درمان و درمانِ بیمار، با من بود.

این‌جا بود که باید جسارت به خرج می‌دادم و ترس رو می‌ذاشتم کنار تا درمان‌های لازم رو، که گه‌گاه بسیار سخت می‌شدن، انجام بدم.

هیچ‌وقت،
هیچ‌وقت،
هیچ‌وقت اون حس خوبم رو وقتی عکس نهایی اولین عصب‌کشی‌م رو در روز اول درمانگاه دیدم و خیلی خوب شده بود، یادم نمی‌ره!
هیچ‌وقت حس خوبم رو بعد از اولین جراحی دندان عقل فراموش نمی‌کنم.
هیچ‌وقت ذوق‌وشوقم رو برای تکمیل اطلاعاتم و یادگرفتن ادامۀ مراحل درمان بیمارهام یادم نمی‌ره :)
هیچ‌وقت یادم نمی‌ره اون روزی رو که با خودم می‌گفتم یه دندون سخت بیاد عصب‌کشی کنم… و اومد! سخت‌ترین ریشه‌ای که تا به حال دیده بودم! و وقتی با صرف زمان و تلاش زیاد تونستم خیلی خوب تکمیلش کنم، واقعاً شاد شده بودم :)

و فهمیدم که وَرای تمام این‌همه حس خوب، یک چیز مهم‌تر در دندون‌پزشکی هست که لذت اون خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرف‌هاست!
و اون لذت ارتباط با بیماره، افزایش اطلاعات بیمار، حرف‌زدن با بیمار و
در نهایت انتقال یک حال خوب به بیمار

وقتی که بیمار میاد و درد داره، ولی چون کارش تخصصی محسوب می‌شه و به متخصص ارجاع داده می‌شه، با درد قراره بره از درمانگاه؛ ولی باهاش حرف زدم و سعی کردم حالش رو بهتر کنم بلکه کمی درد رو فراموش کنه، همین برام یک دنیا ارزش داشت.
وقتی برای یک خانواده که با هم اومده بودن درمانگاه، بهداشت دهان و دندان رو توضیح دادم و عملی براشون اجرا کردم، اون‌قدری انرژی گرفتم که در مقایسه با اولین جراحی دندون عقل خیلی بیشتر بود!

و در این چند هفته که حسابی غرق در دندان‌پزشکی شدم، دیدم که می‌شه حتی به دندان‌پزشکی عشق ورزید!
دیدم که ای دل غافل!
۵ سال جنگیدم با این رشته، ولی حالا…
تازه فهمیدم که چرا گاهی نمی‌شد. چرا گاهی به درهای بسته می‌خوردم.
چرا می‌گه که:
و بسا چیزى را ناخوش داشته باشید که آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید که به زیان شماست، و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید. (بقره – ۲۱۶)

و اینکه گاهی باید صبر کرد.
گاهی باید همه‌چی رو سپرد به خودش.

نه اینکه تلاش نکنیم. نه.
تلاش کنیم، فکر کنیم، هدف‌گذاری کنیم، ادامه بدیم، شکست بخوریم و دوباره تلاش کنیم…
ولی گاهی می‌بینیم که هر کاری می‌کنیم نمیشه؛
حتماً یه دلیلی هست.
صبر داشته باشیم…

اخیراً هم با محمدرضاخان استادشریف، معاهده‌ای رو امضا کردیم که طبق اون تا انتهای تابستان امسال، باید روزی یک ساعت درس بخونیم. بدون هیچ تبصره‌ای. هر روز.
و اگر نخونیم، ۵۰ هزارتومان جریمه باید پرداخت کنیم به گروه جهادی دانشگاه :)

حتی همین معاهده هم جزء اتفاقاتِ خوب و یک‌دفعه‌ایِ این مسیره.
همین روزی یک‌ساعت‌ها به من این اعتماد به نفس رو داد تا اولین جراحی دندان عقل رو انجام بدم.
و همین خوندن‌ها داره کلی کمکم می‌کنه برای بهبود درمان‌ها.

و در نهایت باید اعتراف کنم که دیگه واقعاً به دندان‌پزشکی علاقه‌مند شدم!
شاید زیاد!


و از همین‌جا اعلام می‌کنم که:

پدر و مادر عزیزم،
ممنونم ازتون :)
تلاش شماست که من اینجام :)

ممنون.

دیدگاه ها

  1. محمدرضا استادشریف

    قبلا هم گفتم الانم میگم
    نمیدونی چقدر خوشحالم که این اتفاق بالاخره برات افتاد :)
    دو دستی این حس خوب رو بچسب
    انشاالله تخصص گرفتن دکتر قائمی رو ببینیم به زودی 😉

    1. نویسنده
      پست
  2. محمد بامدی

    واقعا خوشحالم کردی پسر با این خبرات. شدییی یه دندانپزشک اونم تو درمانگاه شلوغش!الهی شکر. راستی چقد قصه من و شما بر عکس همه من ای تی خوندمو درصدد رسیدن به دندونپزشکیم و تو دندونپزشک علاقمند به ای تی بودی !!

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      منم خیلی خوشحالم از این‌که دوستای خوبی مثل تو دارم :)))

      ممنونم که هستی و با خوشحالیم خوشحال می‌شی :)

      امیدوارم هر دومون در همون‌جایی قرار بگیریم که باید.

    1. نویسنده
      پست
  3. Fa.Ram

    این حس ها آرزومه!…نمیدؤنم قابل درکه یا نه¡….آرزوی دیگران رو زندگی کردن⁦:-\⁩
    پس قضیه اون رسید اقائ استاد شریف آآااون بود😁

    1. نویسنده
      پست
  4. محمد هادی

    سلاام. خیلی خوب شد. الهی شکر خیلی خوشحال شدم از این خبر خوبت.
    منتظر شرکت و قبولی تخصصت هستم. حالا که دیگه علاقه مند شدی، بی وقفه و پرامید برو جلو.
    پر خیر و برکت باشی همیشه.

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام رفیق عزیزم :)

      خوشحالم می‌کنی با خوشحالی‌هات :))
      توکل به خدا…

      تا ببینیم این مسیر چجوری برام چیده شده.

  5. امیر شریفی

    سلام دکتر قائمی خیلی خیلی خوشحال شدم بابت این حس خوبتون:)))
    امیدوارم که در آینده علاقمندیتون چندبرابر بشه
    فقط جسارتا اگر وقت داشتید بیشتر درمورد شغلتون پست بذارید که بینهایت مشتاق رسیدن به این رشته و تجربه حس شما هستم:))
    باتشکر از شما دکتر عزیز

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام امیرجان شریفی :)
      خوش اومدی به وبلاگم.

      ممنون بابت خوشحالیت :)

      چشم. خواهم نوشت…

  6. عیسی داداشی

    سلام جناب دکتر قائمی
    ممنون از مطالب خوب و صادقانه ات
    پیشاپیش ازینکه مطلبم طولانی خواهد شد عذرخواهم امیدوارم بخونی و نظر بدی
    رشته تحصیلی من معماری بوده و سنم ۳۱ ، حالا دم پیری به فکر این افتادم که برم رشته پزشکی ،
    واقعیتش علاقه شخصیم هنر بوده و پزشکی
    صادقانه میگم پزشکی رو برای این دوست دارم که موضوعش مستقیما انسانِ و میشه به آدما کمک کرد از طرفی فیزیولوژی انسان و مسائل روانشناختی خیلی برام جذابِ
    دوست دارم با آدما مستقیماً سرِ مسائلشون سروکار داشته باشم
    با عقل حسابگر با این سن ، رشته پزشکی شاید توجیهی نداشته باشه امااز طرفی این فکر سه چهار سالی هست که همراهمه از طرفی هم نمیخوام ازین دیرتر بشه و تصمیمم قطعی بشه
    ضمنا قصد ازدواج هم ندارم ، در مورد مسائل مالی هم متاسفانه یا خوشبختانه اولویت اولم نیست نه بخاطر اینکه پولدارم بخاطر خیلی چیزای دیگه که طولانی و فلسفی میشه توضیح بدم

    حالا سه تا گزینه برای خودم در نظر گرفتم یکی این که برم سمت روانشناسی بالینی و بعد علوم اعصاب که البته میدونم بازار کاریش خوب نیست که چه عرض کنم اصلا بازار نداره و همین این گزینه رو برام ضعیف میکنه
    یکی اینکه پزشکی
    و آخر اینکه بیخیال این رشته بشم
    به دندانپزشکی علاقه ندارم و فکر میکنم استعداد هم ندارم

    منتظر نظر رک و راست و صادقانه شما هستم
    لطف کنید اگر مطلبی که کمکم میکنه بهم معرفی کنید

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام جناب داداشی عزیز.
      خوش اومدی :))

      اولاً که پیری چرا؟!
      هنوز کلی راه داری…

      یکی از دلایل علاقۀ من هم همین اجتماعی‌بودن دندان‌پزشکی‌ست.
      و چه خوب که علایقت رو خوب می‌شناسی.

      حس می‌کنم اگر نری دنبال علاقه‌ت بعداً کلی «ای کاش» همراهت باشه.
      اگر واقعاً شرایطت اونه که در کامنتت نوشتی، به نظرم استارت رو بزن :)

      شاید قراره یکی از معدود پزشک‌هایی بشی که دغدغۀ درمان دارن و پول جای خاصی در دغدغه‌هاشون نداره…

      و خوندن موضوع “نامه به رها” از آقای معلم رو بهت پیشنهاد می‌کنم:
      mrshabanali.com/category/نامه-به-رها/page/2/
      از آخر به اول بخونشون :)

      خوشحال می‌شم باز هم با هم حرف بزنیم…

      1. عیسی داداشی

        خیلی مخلصیم ممنونم ازت… وقتی من بچه بودم قرار بود برم تو کوچه فوتبال بازی کنم یه عشقی میکردم برا خودم ، امیدوارم توام هر روز اینطوری بری مطبت
        این دیگه اوج خیرخواهی و آرزومندی من برای شماست D:

        1. نویسنده
          پست
    2. ربیعی

      سلام .آقای داداشی اینکه میگید۳۱ سالگی و سرپیری، شاید بدونید موسس دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران از۳۹ سالگی درس خوندن رو شروع میکنه و دیپلم میگیره و در۵۵ سالگی تحصیلات پزشکی رو تموم میکنه. البته قبول دارم قوانین دستوپاگیری که الان وجود داره اون زمان وجود نداشت، بیشتر میخوام جمله ی ۳۱ سالگی و پیری رو نقد کنم. درضمن توجه داشته باشید گرفتن تخصص در رشته ی پزشکی برای برخی رشته ها محدودیت سنی داره.
      به هرحال موفق باشید…

  7. ترمه

    سلام
    روز بخیر
    چه خوب که دنیا به کامت هست
    امیدوارم همیشه اینجوری پیش بره
    برا همه ماها ….
    وقتی ته دلت به خدا قرص شه محاله راهو اشتباه بری …

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام
      ممنونم از لطفت.

      امیدوارم در بهترین مسیرها قدم بزنیم…

      این حرف امام علی یادمون باشه:
      روزگار دو روز است؛ روزى به کام تو و روزى به زیان تو. چون به کام تو بود، سرمست مشو و چون به زیان تو بود، غمناک مباش؛ زیرا هر دو مایۀ آزمایش توست.

  8. مریم مهدی زاده

    چقد جالب!!!!! منم دقیقا وقتی که قبول شدم! دنیا رو سرم خراب شد! خیلی دلم میخواست ریاضی بودم و مکانیک میخوندم! و حدودا دوماه اول دانشگاه! خیلی از نظر روانی‌ بهم فشار اومده بود!! خیلی درباره تحصیل همزمان دورشته تحقیق کردم! واقعا میخواستم برم مکانیک بخونم! ولیی از وقتی امتحانات ترم شروع شد فهمیدم. نمیرسم😐☹️ ولی با خودم عهد بستم بعد دندونپزشک شدنم! حتما حتما به این رشته فک کنم! واینکه سعی میکنم رااضی باشم! خدایا خیلییییی شکرت

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      جالبه :))

      امیدوارم شما هم علاقه‌مند بشید به دندون.
      و امیدوارم هدف‌هاتون فراموش نشن و از همین روزها، کم‌کم، شروع کنید و برید برای رسیدن بهشون…

      موفق باشید :)

  9. طاهره

    سلام . شما برای کنکور چه مدت درس خوندید ؟ و برای قبولی دندانپزشکی چه رتبه ای آوردید ؟ منم سال دیگه میخواهم کنکور بدم

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام طاهره خانم.۹
      خوش اومدی :)

      من از اوایل تابستون ۹۱ خوندم برای کنکور ۹۲.
      مدرسه هم از همون روزها برقرار بود.

      میانگین ساعات مطالعه‌ام هم حدود ۳۰ بود تا عید.
      از عید به بعد، که مدرسه هم تعطیل شد تقریباً، بیشتر خوندم.

      رتبۀ من سال ۹۲، ده‌شونزده شد :)

  10. طاهره

    سلام . شما برای کنکور چه مدت درس خوندید ؟ و برای قبولی دندانپزشکی چه رتبه ای آوردید ؟ منم سال دیگه میخواهم کنکور بدم … . زیست رو چجوری خوندید که توانستید خوب جواب بدید ؟

    1. نویسنده
      پست
  11. Vahide.n

    سلام‌وقتتون بخیر، ببخشید که من جوابتون رو میدم..از آقای دکتر هم عذر میخوام …من خودم پزشک هستم..از علاقتون به پزشکی گفتید…متاسفانه محیط کار پزشکی کمی یا شاید بیشتر از کمی متفاوت هست با چیزی که فکرش رو میشه کرد، اگر واقعا به این رشته علاقه مندید لااقل چندباری رو اورژانس بیمارستان ها برید و محیط کار رو ببینید یا با چندتا پزشک در این مورد صحبت کنید.. اسما بله رشته خوبی هست اما رسما عوامل خیلییی زیادی تاثیر داره که نذاره ادم از رشتش لذت ببره..امیدوارم انتخاب درستی داشته باشید

    1. عیسی داداشی

      سلام ممنون از جوابتون … این حرف رو شنیدم که پزشکی اون چیزی نیست که مردم فکر میکنن ولی واقعیتش درک نمیکنم یعنی چی؟! ، اون چیزی که من از پزشکی میفهمم اینه که چیزی رو که میدونی میتونی در جهت کاربردی و کمک به آدما استفاده کنی ..البته حتما نمیتونی پولدار بشی حتما نمیتونی در دوران تحصیل وقت آزاد داشته باشی حتما باید خیلی بیشتر از چیزی که به کارت میاد بخونی احتمال اینم میدم که بعضی جاها شآن و احترامی که تو محیط دانشگاهی هست بین استاد و دانشجو یا بقیه حفظ نشه
      … اینا رو میفهمم
      اگر امکانش هست لطفا بفرمایید دقیقا منظورتون کدوم عواملِ؟!

    2. نویسنده
      پست
  12. Vahide.n

    کاری که کنارش علاقه نباشه حتی اگه بهترین درامد رو هم داشته باشه باعث فرسودگی روح میشه، چقدر خوشحالم که اینطور حس خوب دارید به کارتون و بااعتماد بنفس کار میکنید و مهمتر از همه لذت میبرید از کارتون..این دقیقا همون چیزیه که اینروزها که سردرگم انتخاب رشته تخصص هستم دنبالشم..اینکه دوباره تلاش کنم یا بین گزینه های موجود انتخاب کنم؟؟🤔🤔🤔

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      خوشحالم که دوستان خوبی مثل شما دارم :)
      امیدوارم علاقه به کار، برای همه‌مون به وجود بیاد و بمونه…

      قطعاً خودتون بهترین تصمیم رو خواهید گرفت.
      فقط یه پیشنهاد دارم. اونم این که تصمیمتون رو با تمام دلایلتون، مکتوب کنید :)
      بعداً ممکنه نیاز بشه نقطۀ شروع مسیرتون رو مرور کنید.

      منتظر خبرهای خوبتون هستم…

  13. طاهره

    سلام آقای قاءمی . خیلی خوشحال شدم که پاسخم رو دادین ولی میانگین ساعات مطالعه تون رو متوجه نشدم . ممنون میشم بفرمایید منطور از ۳۰ چی هست ؟؟؟
    در ضمن یه توضیح کوچولو بدم که بنده مدرک لیسانس دارم و به علت اینکه رشته ام بیکارترین رشته تو ایران هست یعنی اگر تا مقطع دکترا هم بخونیم باز هم کاری براش وجود نداره ، تصمیم گرفتم دوباره کنکور بدم . امیدوارم بتونم بخونم و رشته دندونپزشکی قبول بشم . دعا کنید .

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام طاهره خانم.
      ۳۰ ساعت در هفته منظورم بود. البته در روزهایی که مدرسه دایر بود. تا قبل از عید.

      امیدوارم بهترین اتفاق‌ها در این مسیری که برای خودتون تعیین کردید بیفته :))
      چشم.
      شما هم برای بنده دعا کنید.

  14. فاطمه

    سلام
    یه چیزی هست که حد اقل من بهش ایمان دارم اینه که اون چیزی که الآن هستیم آرزوی ته دلی یکی از لحظه های ناب زندگیمون بوده
    حتما شماهم یه روزی با کیفیت بهتری اوضاع امروزتون و خدمت به مردم رو خواستید وگرنه مسیرتون همون آی تی بود ولا غیر
    پیروز و موفق باشید

    1. نویسنده
      پست
  15. گلاره

    وقتتون بخیر
    من هم به زودی کنکور دارم و عاشق دندانپزشکی هستم
    و هدفم قبولی دانشگاه علوم پزشکی شیرازه
    الان که این متنو خوندم بغض کردم و ارزو کردم ک کاش این حس و تجربه کنم کاش یهو برسم و بهم بگن دندون دانشگاه شیراز قبول شدی امیدوارم شماهم موفق باشید‌و برای ماهم دعا کنید♥️

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام خانوم گلاره

      امیدوارم عشقتون حقیقی باشه!
      و یک روز بهش برسید :)

      با توکل به خدا، کلّی تلاش کنید…

  16. عرفان

    امیدوارم همیشه پیشرفتت رو ببینم رفیق و امیدوارم اون دندانپزشکی که جاش رفتی انقد زود نره از پیشمون(خودش میدونه با کی ام) نمیدونی وقتی جراحی دندان عقل رو برام میگفتی چه کیفی میکردم از شنیدنش. امیدوارم همیشه پیش هم باشیم.

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام عرفان‌جانم

      ممنونم که هستی :))

      علیرضا هم ایشالا هست حالاحالاها.

      منم موقتی رفتم جای اون.
      الان جاهای دیگه مشغولم!

      رفاقتمون پایدار…

    1. نویسنده
      پست
  17. پویا

    سلام آقای دکتر، اولا که تبریک میگم بهتون!
    یه چندتا سوالم داشتم، درآمد یک متخصص ارتودنسی به طور میانگین چه قدره؟
    اختلاف درآمدش با یه دندانپزشک عمومی خیلیه؟
    بازار کارش چطوره؟
    قبولیش خیلی سخته؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *