از استانداردهات کوتاه نیا | توصیه‌هایی به یک دندان‌پزشک (۱)

دکتر قائمی | توصیه‌هایی به یک دندان‌پزشک

به نظرم بهتره شروع کنم. شروع کنم بنویسم در مورد موضوعی که مدت‌هاست در ذهنمه. البته که گاهی نوشتن بعضی چیزها به مذاق همه خوش نمیاد، ولی اگر اون بعضی چیزها “حقیقت” باشن و تلخ، که ننوشتنِ اون‌ها سببِ فراموشی‌شون بشه، ترجیح می‌دم مذاقِ اون عده رو نادیده بگیرم و بنویسم.

حتی ممکنه نوشتنِ این‌ها یک روزی برای من هم سختی به همراه داشته باشه، ولی می‌نویسم.

می‌خوام سلسله‌پست‌هایی رو استارت بزنم با عنوانِ “توصیه‌هایی به یک دندان‌پزشک“؛ اون دندان‌پزشک هم خودم هستم، ولی ممکنه برای بعضی‌های دیگه هم مفید باشه.
این توصیه‌ها گاهی تشویق هستن برای کارهایی که کردم و خوب بوده یا گاهی تنبیه برای کارهای بدی که احتمالاً انجام دادم یا کارهای خوبی که می‌تونستم انجام بدم و ندادم.

اولین موردی که می‌خوام بنویسم اینه:

“از استانداردهات کوتاه نیا”

این مورد، در دندان‌پزشکی از مواردیه که دکتر از لحظۀ اولین برخوردش با بیمار تا آخرِ عمرش باهاش سروکار داره. البته که می‌شه این موضوع رو بسط داد به کلّ زندگی ولی من جزئاً در مورد دندون‌پزشکی می‌نویسم و مثال‌هایی در این حرفه میارم.

با مثال شروع می‌کنم که مثال در این زمینه بسیار زیاده!

همیشه یه وسوسه‌ای هست برای دندون‌پزشک در حین درمان که توی سرش می‌گه: “حالا انقدر سخت نگیر.”، “کافیه دیگه.”، “بابا بیخیال!”، “مگه اون دکتر رو ندیدی همین‌جوری کار می‌کرد!؟ تو هم عین اون کار کن.”، “همین کارها رو می‌کنی که سرعتت میاد پایین و درآمدت نیز.”، “بجنب دیگه! بیمارِ ویزیتی نشسته بیرون.”، “وسیله‌ش رو نداریم، با همین یه کاریش بکن.”، “کسی که نمی‌بینه، بیمار هم که نمی‌فهمه، تمومش کن راحت شیم!” و هزاران جملۀ وسوسه‌انگیز دیگه!

درمان‌های دندون‌پزشکی جوری‌ان که حتی اگه عالی و یا خوب هم کار نکنیم، صداش بعداً درمیاد! ممکنه حتی چند سالِ بعد.
یعنی می‌شه یک‌سری مراحل رو در درمان سَرسَری بگیریم و خوب انجام‌شون ندیم یا اصلاً بیخیال‌شون بشیم، و بیمار با خوشحالی از کلینیک خارج بشه و چند ماه یا چند سال با همون درمان زندگی کنه.
ولی بعد از این‌که کلّی اتفاق کوچیکِ غیرقابل دیدن یا حس‌کردن برای دندونِ بیمار افتاد، یک روزی بیمار با علائمی مثل درد، تورم، شکستگیِ دندون، می‌ره پیشِ دندون‌پزشک‌ش و مجبوره دندونی رو که قبلاً درمان کرده بوده بکشه و عوارضش رو تحمل کنه.

حالا ممکنه تا اون زمان دندون‌پزشکش دیگه نباشه اون‌جا و مجبور بشه بره پیشِ دکترِ دیگه‌ای…

اصلاً ادامۀ این ماجرا دیگه مهم نیست. مهم اینه که کاری کنیم که به اون‌جاها نرسه.

از همین ابتدا جوری حواسمون به کار باشه که هیچ‌جوره کوتاه نیایم. تمامِ اون چیزی که در دانشگاه و در کتاب‌ها آموختیم رو رعایت کنیم.

در یک کلام: وجدان داشته باشیم و فکر کنیم که داریم برای عزیزترین کسمون کار می‌کنیم؛ در تمام موارد، بدون استثنا.

ضمناً گاهی این استانداردها که ممکنه ازشون کوتاه بیایم مربوط می‌شه به محیط‌مون. از دستیار گرفته تا وسایل و تجهیزات و کلینیک.
حواسمون به دستیار باشه که کوتاهی یا اشتباه نکنه در مواردی مثلِ رعایت کنترل عفونت، برخورد با بیمار، و به طور کلی انجام وظایفش.
حواسمون باشه به نجهیزاتی مثل یونیتِ دندون‌پزشکی که بیمار روش راحت باشه.

فعلاً همین‌ها در مورد استاندارها به ذهنم رسید.

و قطعاً مواردی بیشتری هستن که باید ذکرشون کنم.

و این مطلب شروعی خواهد بود برای فکرِ بیشترِ من و بهبودِ درمان‌های دندان‌پزشکی در حیطۀ کاریِ خودم.

ان‌شاءالله…

دیدگاه ها

  1. ملورین

    مرسی من هم از امروز به بعد یک چهارچوب به نام «توصیه هایی برای یک پزشک»برای خودم ترسیم خواهم کرد….فکر کنم اولین توصیه این باشه که به جای منتظر نشستن برای نوشته های جدید وبلاگ مصطفی قائمی کمی فیزیولوژی گایتون و آناتومی نتر و جنین شناسی لانگمن بخونم😉😉

    1. نویسنده
      پست
  2. فاطمه عظمتى

    سلام :)
    چه تلنگر خوبى بود این پستتون! اینکه کم نذاریم هیچ وقت. حتى یه جاهایى اصلا صداشم درنمیادا ولى خب… وجدان آدم این منش رو نمیپذیره!
    کاش هیچ وقت کم نذاریم :)

    1. نویسنده
      پست
    1. نویسنده
      پست
  3. Pingback: اخلاق، اخلاق، اخلاق | توصیه‌هایی به یک دندان‌پزشک (2) | گاه‌نوشت‌هایی برای فردا

    1. نویسنده
      پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *