مستند راه قریب | آهای دکترِ آینده! با چشمِ باز تصمیم بگیر لطفاً.

مستند راه قریب

یکی از دوستانم در زیر یکی از پست‌هایم در مورد دندان‌پزشکی کامنت گذاشته بود و گفته بود:

سلام
چند روز پیش مستند راه قریب که درباره دانشجوهای پزشکی بود رو دیدم که خیلی خیلی حالمو گرفت.
اگر دیدید اینو میشه بگید رشته دندون هم اینطوریه یا نه؟
با این که من عاشق رشته دندون پزشکی هستم ولی با دیدن این فیلم خیلی حالم گرفته شد
اصلا این فیلم درسته یا نه و این که درباره دندون پزشکی هم اینطوریه یا نه ؟

وقتی خوندمش شدیداً کنجکاو شدم ببینم این مستند رو. سرچش کردم و با قیمت ۲۰۰۰ تومن خریدمش. صبر کردم سرِ فرصت دانلودش کنم. امروز بالاخره دانلود شد.

نشستم ببینمش. دو تا از بچه‌های پزشکیِ سال ۶ هم که هم‌اتاقی‌های من هستن، هنوز نرفته بودن بیمارستان و توی اتاق بودن.
برای این‌که بتونم بشنوم، صدای لپ‌تاپ رو تا آخر زیاد کردم و مشغول دیدن شدم. بچه‌های پزشکی هم می‌شنیدن…

از همون اول‌هاش بود که من خیلی جذب شدم و موقعِ دیدن سعی می‌کردم جزءبه‌جزءِ صحبت‌ها رو درک کنم و چیزی رو از دست ندم.

مستند به این صورت بود که بیشترش به حرف‌های دانشجوها و اساتید اختصاص داده شده بود. و از اولِ دورۀ تحصیل، که دورۀ علومِ پایه‌اس، تا آخرش، که تخصصه، حرف‌ها داشت واسه گفتن.

همون اوایلش که دوستانِ پزشکی‌م کنارم بودن و گه‌گداری چیزی رو می‌شنیدن، می‌خندیدن و به من می‌گفتن که: آره! ما هم همین بودیما…!

اون‌ها هم دوست داشتن ببینن. ولی شاید شنیدنِ این‌همه عیب، براشون سخت باشه. یا شاید میزانِ زیادِ سرمایه‌ای که توی پزشکی گذاشتن، از کنکور گرفته تا ۶ سال درس‌خوندنِ سخت، باعثِ دورکردنِ هرگونه عاملی که اون‌ها رو از هدفِ اولشون بازداره شده.

رفتن و من موندم و راهِ قریب.
چقدر غم داشت توش.
بغض می‌کردم گاهی، کمی اشک حتی.
گاهی دوست داشتم با مشت بکوبم به زمین؛ از وضعِ سیستمی که توش گیر کردیم.

و تموم شد.

حالا من موندم و فکر به اون‌همه کنکوری‌ای که هنوز دارن از جون مایه می‌ذارن، اون‌همه دانشجویِ باهوشی که تازه پزشکی قبول شدن، اون‌همه دوستانی که میان و به این‌جا سرمی‌زنن تا امید بگیرن واسه خوندنِ بیشتر یا شاید تحقیق در مورد دندون‌پزشکی تا مطمئن شن که دوباره کنکور بدن یا نه، فکر به اون دوستی که نوشته بود ن ۵ بار کنکور دادم تا الان و هنوز نتونستم، فکر به اون مهندسِ ۳۹ ساله‌ای که پرسیده بود به نظرت با دو تا بچه می‌رسم دورۀ ۶ سالۀ دندون‌پزشکی رو تموم کنم…

من موندم و فکر به این‌که چه کاری از دستِ من برمیاد؟

این‌که آیا الان وقتش نیست که بیام حرفِ دلم رو بزنم؟

آیا وقتش نرسیده که چشم‌هامون رو باز کنیم یکم؟

کافی نیست این‌همه کج‌روی و به بی‌راهه رفتن؟

چیکار داریم دستِ خودمون می‌دیم؟

با نسلِ آیندۀ کشور چه می‌کنیم؟

سلامتِ مردم‌مون کجای این سیستمِ معیوب جا می‌گیره؟

و هزارتا فکرِ دیگه…

ولی از طرفی دوستانِ پزشکیِ خودم رو به یاد میارم که لبخند هم رو لب‌هاشونه، حالا یا الکی یا واقعی. بعضی‌هاشون واقعاً آدم‌های خفنی‌ان و دیدن‌شون انگیزه می‌ده بهم و خوشحال می‌شم که دکترهایی این‌چنین قراره تحویلِ جامعه بشن. یاد امیرمحمد قربانی می‌افتم که چقدر نگاهش به پزشکی زیباست و نامۀ قشنگش برای آنان که می‌خواهند پزشک شوند… و باز دوباره فکر به این‌که این دوستانم هنوز در نیمۀ راه هستن و مسیری به اندازۀ همین راهی که اومدن پیشِ رو دارن… و فکر به این‌که ممکنه همین‌ها هم نظرشون عوض شه.

نمی‌دونم.

و فکر به پزشک‌هایی که در دور و اطراف باهاشون سروکار داشتیم. و خطاهای فاحشی که من با چشم خودم دیدم. تشخیص‌های غلط، رفتارهای ناشیانه و سطحِ پایین. و و البته پزشک‌های ارزشمندی که خراب‌کاری‌های دکترهایِ داغون رو جمع کردن.

سخته درست فکر کردن و تصمیم گرفتن در این مورد. فضا به شدت مه‌آلوده. مخصوصاً منی که محیطِ پزشکی رو دقیق از نزدیک ندیدم.
چه برسه به راهنماییِ کنکوری‌هایی که دلم به حالشون خیلی می‌سوزه.

نمی‌خوام انگیزه رو بگیرم ازشون، یا بگم که نیاید این‌جا.
نه.
می‌خوام یه جور بفهمونم بهشون که آقا! چشم‌هاتو باز کن و درست تصمیم بگیر.
اگر واقعاً پزشک‌بودن رو درمان‌گربودن و خدمت به مردم رو دوست داری، بیا پزشک شو.
واسه پول نیا که خودت رو و آدم‌هایی که به پستت می‌خورن رو بدبخت می‌کنی.

حیفه.

مستند رو هم ببینید حتماً.
سرچ کنید، رایگانش هست.
خریدنی‌ش هم با کیفیت ۱۰۸۰p اینجاست.

پی‌نوشت ۱: این پست، لزوماً حرف‌های دقیق و درستی نداره، به نظرم برای تصمیم‌گیریِ بهتر، حتماً مشورت‌های زیادی بکنید و زمانِ زیادی بذارید.

پی‌نوشت ۲: حتماً این پست رو از آقای معلم بخونید: سد کنکور: ده نکته درباره “این ده ثانیه…”

پی‌نوشت ۳: امیدوارم دوستانی که از من بیشتر می‌دونن بیان و نظرشون رو بگن.

دیدگاه ها

  1. ملورین

    شاید تا اوایل ویدیو کاملا تکراری و مثل حرفهایی بود که هرروز از دوستام دارم میشنوم ولی جایی که اشک خودم در اومد لحظه ای بود که ی آقایی میگفت «خودمو به کارهایی سرگرم می کنم تا بیخیال پزشکی بشم چون ازش بدم اومده😕»احساس کردم حرف های دلمو دقیقا از زبون ی آدم دیگه می شنوم :-[ البته به تنها چیزی که دلمون خوشه اینه که میگن «به به خانم دکتر فردوسی مشهد درس میخونن👏👏👏احسنت😐😐»البته این انتخابی که ما کردیم و دیگه باید تا آخرش بریم چون چاره ای نداریم😳😳😳اما ی چیزی من همش دارم فک میکنم چرا من این ویدیو را رایگان دیدم ولی شما دو تومن دادید 😆😆😆

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      اینطوری نباشید لطفاً: چاره‌ای نداریم و باید تا آخرش بریم.
      تصمیم بگیرید متفاوت باشید. جوری باشید که خوش بگذره بهتون. در عین حال هم پزشک خوبی بشید و هم آدم خوبی.
      مثال کم نیست از آدم‌های چندبعدیِ خفن که دانشجوی پزشکی‌ان یا پزشکن یا متخصص حتی.
      بگردید و پیداشون کنید و الگو بگیرید.
      که ایشالا شما هم بشید یکی از الگوها…

      و این‌که من سعی کردم حقِ سازنده رو ادا کنم! و همچنین با کیفیت فول اچ‌دی ببینم :)

  2. zahra

    سلام. آقای دکتر نگفتید خود شما و دانشجوهای دندانپزشکی هم شرایطتون همینه یا نه؟؟ همینقدر خسته؟ همینقدر دلزده و ناامید؟ هر چند که حس می کنم مستند یه مقدار یک جانبه بود یعنی حتی با یه نفر هم مصاحبه نکرده بودن که یه کم راضی باشه از اینکه اومده پزشکی و همچنان هم میخواد تو ایران بمونه و ادامه بده با همه ی سختی هاش … راستی منم مثل همین دوستی که پیامشو اول همین پست آوردین با دیدن این مستند خیلی خورد تو ذوقم ولی خیلی خیلی ممنونم که با معرفی این مستند من و شاید خیلی از کنکوری ها رو دعوت کردین به اینکه یه کم بیشتر فکر کنیم…

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام خانم زهرا.
      باید بیشتر فکر کنم تا بتونم درست‌وحسابی بنویسم در این مورد.
      ولی به طور خلاصه باید بگم که بین دانشجوهای دندون این جوّ خیلی کمه. و اوضاع بسیار بهتره. سختی‌هامون هم بسیار کم‌تره.
      البته که هرجایی که بدون پایه و اساس یه عده وارد رشته‌ای بشن، یا فقط پول معیارشون باشه، مشکل‌های سختی پیدا می‌شن.

      و این‌که امیدوارم موفق باشید.

  3. 😑

    سلام پیشاپیش از اینکه هیچ ربطی ب این پست نداره عذرخواهی میکنم.
    میشه لطفا برام دعا کنید🙏🏻
    ۱۴ تیر کنکور دارم😭

    1. نویسنده
      پست
  4. ملیکا

    سلام ببخشید میت نم بپرسم چطور میشه با دامنه ی ir و .com وبلاگ زد؟
    من وبلاگام اکثرا با blogfaو بعد persianblog بوده…
    میخواسم ببینم شما چطوری این سایت رو زدید؟

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام خانم ملیکا
      خواهش می‌کنم.
      باید سایت بسازید. اینجا وبلاگه.
      وبلاگ هم یعنی: سایتی که مطالبش از جدید به قدیم مرتب شدن.
      آموزش ساخت سایت با وردپرس رو سرچ کنید چیزهای خوبی دستگیرتون می‌شه.

  5. ملیکا

    الان اونی که هزینه بره و احتیاج به برنامه نویسی و کد نویسی و این ها داره “وبسایته”؟
    این چیزی متفاوته با” سایت” درسته؟
    من اشتباه ازاول وبلاگ و سایت رو متوجه شدم مث اینکه
    من فکر میکردم که برای داشتن ادرسی مث ادرس شما باید هزینه پرداخت کرد و برنامه نویسی و اینها یاد داشت

    الان اگه بخوام وبلاگی مث شما داشته باشم باید همون اموزش ساخت سایت با وردپرس رو یادبگیرم؟
    معذرت که سوالام زیاد شد درصورت تمایل و داشتن وقت جواب بدین

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      ببینید وبلاک یعنی سایتی که مطالبش از جدید به قدیم مرتب شده. و می‌تونه مستقل باشه یا زیرمجموعۀ سرویسِ وبلاگ‌دهی‌ای مثل بلاگفا باشه.
      الان سایت من هم نوعی وبلاگه که مستقله. هاست و دامین خریدم و روش سیستم مدیریت محتوای وردپرس رو نصب کردم.
      خیلی سخت نیست.
      یه هزینۀ اولیه داره که زیر ۱۰۰ تومن می‌تونه باشه، بستگی به هاستی که می‌خرید داره بیشتر.
      و بعدش وردپرس رو روش نصب می‌کنید. طبق آموزش‌هایی که روی نت زیاده.

      همیار وردپرس رو هم سرچ کنید، سایت خوبیه برای راهنمایی‌تون :)

        1. نویسنده
          پست
  6. سارا

    سلام آقای دکتر
    وقت بخیر
    من دانشجوی پزشکی هستم و دوست دارم دیدگاهم رو درمورد این رشته بگم.
    ببینین مسیر پزشکی مسیر راحتی نیست…گاهی از سختیاش نسبت بهش سرد میشی وگاهی انقدر شیرین و قشنگ میشه که دلت گرم گرم…
    امکان نداره دانشجوی پزشکی باشی و گاهی اوقات دلت نگرفته باشه،
    و گاهی اوقات هم قند تودلت آب نشده باشه…
    پزشکی مثل یک لیوان چای تلخه که تهش پرازقندای حل نشده ست…باید همش بزنی وصبرکنی تابه یک شیرینی دلچسب ودلخواه برسی…
    ممکنه توی دوران افسردگی ناشی از دوران فیزیوپات یا پساکشیک به پست یه دانشجوی پزشکی بخورین؛ واونم خسته وافسرده شروع کنه به بدگفتن…
    یا برعکسش توی دوران شیرین استاجری یا اوقاتی که وقتی شرح حال مریض رو میگیری وخودت به تشخیص درست میرسی و زمانایی که مریض میادو کلی ازت تشکر میکنه ازاین که دوباره یه جون تازه بهش دادین:))
    واونوقت برق شادی رو درچشمای اون دانشجوی پزشکی ببینی…
    پزشکی انقدررر نکات مثبت و قشنگ داره که مجالی برای گفتن دراین پیام نیست…
    اما کلامم رو خلاصه میکنم ومیگم که:
    همه چی به دیدگاهمون نسبت به زندگیمون و تعریفمون از سختی و آسونی و شیرینی و تلخی داره…
    نباید نسبت به پزشکی وایضا همه ی مسائل اطرافمون دیدگاه صفر یاصدی داشته باشیم.
    وقتی ما یه هدف رو انقدر برای خودمون بزرگ میکنیم ونهایت خوشبختی و غایت آمال وآرزوهامون میدونیم؛ وقتی بهش میرسیم میبینیم؛
    ای دل غافل!
    چرااونجوری که تصور میکردم نبود؟!
    چراهنوز حالم باهاش خوب نیست؟!
    چرا احساس خوشبختی ندارم؟!
    چرا؟!
    چرا؟!
    واین خاصیت آرزوها وهدف های دنیایی هست…
    امروز پزشکی، فردا یه چیز دیگه…

    1. ...

      پزشک. قشر مرفهی که تمام خطاهای کاریشون رو با حمایت خودشون و وزیرشون و در یک کلام پول میپوشونن و هیچوقت حق رو به بیمار درمانده نمیدن! مردم هیچوقت یادشون نمیره که وزیر بهداشت یه دولتی گفته بود من از خطای همکارم بخاطر مردم نمیگذرم! البته این چیزا مربوط به بعد از دوران دانشجویی و دلسردی ها و دلگرمی هاست الانم اکثر اساتیددانشگاه ها بقدری خست در امر آموزش خرج میکنند که بعید میدونم تا چند ده سال دیگه و در نبودشون شاگردای بدردبخوری جاشونو گرفته باشن

    2. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام خانم دکتر
      خیلی قشنگ نوشتین در مورد رشته‌تون :)
      واقعیتش اینه که هر شغلی و هر رشته‌ای سختی‌ها و آسونی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خودش رو داره.
      ولی حرف من در این پست بیشتر اینه که فردی که می‌خواد بره سمتِ یه رشته، اونم رشته‌ای به حساسی و سختیِ پزشکی، باید که بدونه مسیرِ سختی در پیش داره؛ سختیِ همراه با لذت. البته این لذت رو در صورتی حس می‌کنه که مزایای رشتۀ پزشکی براش مزیت محسوب بشه. و علاقه داشته باشه.
      کسی که به خاطر پول یا جبرِ اجتماع می‌ره سراغِ این رشته، زده می‌شه، سختی می‌کشه شدیداً، اذیت می‌شه، کم میاره، داغون می‌شه و پشیمون.

      و در انتها هم خوب گقتید که دنیا خاصیتش همینه.
      ولی ما هم نباید دامن بزنیم به این حقارتِ دنیا و حس‌هاش!

      امیدوارم بچه‌های کنکوری درست انتخاب کنن مسیرشون رو…

  7. مریم مهدی زاده

    تو اون ویدیو ی راه قریب ؛ خیلی از دانشجو ها درد اموزش داشتن و اینکه واقعا اساتید اون وقتی ک باید بذارن برای اموزش رو نمیدارن! ویه دغدغه مشهود دیگشون فشار کاری واقعن زیادشون بود ! یکیشون یه چیز خیلی خوبی گفته بود ؛ میگفت هر ورودی ک وارد این سیستم میشه اخرش اون خروجی نامطلوب بدست میاد و این نشون دهنده غلط بودن دستورالعمله! و خستگیو میشد از چشاشون فهمید! و چ دردناک! من رشتم دندونِ و رشته ما این حجم از فشار کاریو نداره خب ولی اون درد اموزشیو میشه گفت تا حدودی رشته ما هم داره که خیلی چیزا رو باید خودت بدست بیاری تا اینکه بهت یاد بدن! و اینکه سوال قشنگی بود ! چندتا استاد میشناسیم ک برامون از رفتار و اخلاق و اینا الگو بودن و برای دانشجو ارزش قائل میشدن؟ و دانشجو های الان ، اساتید فردان
    یاد میگیرن! و یاد میدن! و …..

    1. نویسنده
      پست
  8. مهرناز

    من مطمعنم که نه پزشکی میخوام ونه داروسازی . ولی دندان رو یه جورایی خودم دوست دارم هنوزم سعی میکنم بهتر تصمیم بگیرم ولی به نظرم ادم باید همه ی جنبه هارو در نظر بگیره . دلم میخواد مثل شما چند بعدی باشم کارای مختلفی رو امتحان کنم . از کمک کردن به مردم خوشم میاد . من علاقه ی خاصی به یک رشته خاص ندارم خیلی کارهاست که به نظرم توش میتونم موفق بشم و دوست دارم امتحان کنم و لذت ببرم .
    خیلی ممنونم :)

    1. نویسنده
      پست

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *