می‌خواهم تو باشم؛ همه تو.

بین همۀ شلوغی‌های این دنیا، می‌خواهم عاشق تو باشم :)

نوشتن سخت می‌شود وقتی دلت متنش را آماده کرده و هر لحظه با قدرت پیامِ نوشتن می‌فرستد به مغر و مغز هم خودش را به آن راه می‌زند، گویی پیامی نرسیده!
سخت است حرفِ دلت را نزنی.

و نزدنِ این حرفِ دل، سلب می‌کند تواناییِ نوشتن از هر چیزِ دیگری را.
در نهایت تو می‌مانی و حرف‌های ناگفته‌ای که در درونت خفه می‌شوند و جان نمی‌گیرند.

گاهی درد دارد. بالاخره نمی‌شود کشتنِ آن‌همه حرف درد نداشته باشد.
ولی با تحملِّ درد است که می‌شود بزرگ شد.
با تحمل است که ممکن است بزرگ شویم.

ولی حالا شاید شروعِ نوشته با این جملات، آغازی باشد بر حرف‌های دلم!
قول می‌دهم سعیم را بکنم…

آری.
دل می‌گوید بنویس از عشق. از همان چیزی که این روزها فکر و ذکرت شده و یک‌دم تنهایت نمی‌گذارد.
آری. اعتراف می‌کنم! شده. دستِ من نبوده و نیست.
و من چه خوشحالم. و چه خوشبخت.

دل می‌گوید باز هم اعتراف کن!
اعتراف کن که هر کسی را که می‌بینی، دوست داری به عاشقی سفارشش کنی و سعی می‌کنی اگر رشتۀ کلام اجازه داد، شعر “عاشق شو ارنه روزی کارِ جهان سرآید” را برایش بخوانی. و اگر جلبِ توجهِ خوبی دیدی، در ادامه بگویی “ناخوانده نقش مقصود از کارگاهِ هستی”.

اعتراف…

آری.
اگر این روزها، که تازه عقلم جایگاه درستش را پیدا کرده و دل را مقدم می‌شمارد، از من کسی بپرسد: می‌خواهی چه باشی؟ یا چه هستی؟ یا هر چیزی که به شدنِ من مربوط باشد،
من یک جواب به او می‌دهم: عاشق. دوست دارم عاشق باشم.

و طوری با افتخار این را به او می‌گویم که اگر آب در دستش دارد، زمین بگذارد و بدود تا عشق را بیابد. تا اگر عاشق نیست، بفهمد که هیچ نیست. بفهمد که تا اینجای کارش را بی‌هوده آمده و اگر الان نجنبد، خسرَالدنیا و الاخره خواهد شد.

محاوره‌ای باید بگویم که: “قربونِ خدا برم من!” عاشقمان می‌کند و غایتِ لذتِ این دنیا را به ما می‌چشاند و اگر زرنگ باشیم ممکن است بفهمیم که اگر عشقِ این دنیا، این‌قدر این‌دنیایی نیست، پس عشق آن دنیا دیگر چیست!؟ یا شاید زرنگ‌تر باشیم و بفهمیم که عشقِ این دنیا، ادامۀ عشقِ آن دنیاست، بخشی از آن است، شاید شروعش باشد.

و کاش بتوانم آن یکی که زرنگ‌تر است باشم!

می‌گفت محبتِ لله داریم و محبتِ فی‌الله. هر دو خوبند. ولی بین‌شان یکی بهتر است :)
زرنگ‌تر کسی‌ست که دومی را برگزیند. دومی را به خوردِ جانش بدهد و روز و شبش را با عشقِ آن‌دنیایی بگذراند…

لله که باشد، یعنی برای خدا دوست داریم عشقمان را.
فی‌الله که باشد، یعنی در طولِ خدا دوست داریم‌اش. یعنی این عشق و محبت در راستای عشق و محبت به خداست. یعنی در تهِ عشقِ این‌دنیایی، عشقِ آن‌دنیایی را ببینیم و تمام. حال ما شده‌ایم عاشقی در این دنیا که سرشار می‌شود از عشقِ حقیقی…

بیا و عاشق شو. بی‌عشق این دنیا به هیچ نمی‌ارزد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *