دوباره می‌خوای کنکور بدی؟ [ورژن ۲]

مصطفی قائمی

بعد اومده بهم زنگ زده و می‌پرسه: “من هوشبری خوندم و الان توی دورانِ طرحم هستم. می‌خوام دندون بخونم، نظرتون چیه؟” دلم پره از این سؤالا. پر.
پتانسیلِ اینو دارم که هر کسی که همچین سؤالاتی داره رو دعوا کنم!

کلی براش حرف زدم.
کلی هم شنیدم.

منتظر این بودم که ببینم حرفِ حسابش چیه؛
دلیلش از این تصمیم.

به این رسیدیم که توی کارش، دوست نداره از یک نفر بالاتر، دستور بشنوه. دوست داشت آقای خودش باشه.

در نتیجه: “می‌خوام دندون‌پزشکی بخونم.” !!!

خیلی واضحه که احتمالِ اشتباهش خیلییییییییییییی زیاده. اون هم برای بارِ دوم.
یک بار هوشبری خونده و خودش اذعان داره که اشتباه کرده، خودش می‌گه که دوست نداره این کار رو.

بعد دوباره می‌گه می‌خوام کنکور بدم.
حالا متأهل هم هست. قضیۀ زندگی‌ش هم به کنار.

آخه مردِ مؤمن! (البته خانم بود!)
چرا هی دوست داری اشتباه کنی؟؟؟

حرف زدیم و حرف زدیم تا به این رسیدیم که به کار در حیطۀ زیورآلات و شکل‌دهی به طلا و جواهر علاقه داره و الان داره با علاقه همون کار رو به صورت محدود و کم انجام می‌ده.
ولی…

انگار ذهن‌ها قفل شده.
دیگه موفقیت شده مساوی با دکترشدن!

چه فازیه؟!

یکم ببینیم مردم دارن چه می‌کنن.
یکم آدم‌های موفق رو ببینیم.
داستان‌هاشون رو بخونیم.

چشم‌هامون کو؟! بازشون کنیم!

دیشب رفته بودیم با بچه‌های صنفیِ دانشکده به کافه ونج. کافه‌ای که با دوتا محمد شروع شده. از کافه لوکیشن.
رفتیم تا مشورت بگیریم برای راه‌اندازیِ کافۀ دانشکده.

نشستیم و اون‌ها مشورت دادن بهمون.
ولی قسمتِ جذابِ قضیه می‌دونی کجاش بود؟
اون‌جایی که یکی از محمدها یه‌بند رفت رو منبر و داستان‌شون رو تعریف کرد…

من محوش شده بودم.
دستمو زیر چونه گذاشته بودم، رو به سمتش، چشمام برق می‌زد! و با لبخند حرف‌هاش رو جرعه‌جرعه می‌نوشیدم.

می‌گفت:

از لوکیشن شروع شد. (که هنوز هم تنها کافۀ سیارِ استانِ قمه) روزی که من و محمد تصمیم گرفتیم لوکیشن رو راه بندازیم، یه هزاری هم تو جیبمون نبود!
کلّ کافه رو با چک و قرض راه انداختیم.

حالا تصور کن ما راه انداختیم کافه رو، ۳ ماه اجازۀ فعالیت ندادن بهمون!
و ما کلی چک داشتیم…

ما کجا داشتیم این داستان رو می‌شنیدیم؟
توی کافه ونج. یه کافۀ خوشگلِ بزرگ،
یه کافه که چیزی از کافه‌های خوبِ شهر کم نداشت.

بازم بگم از خاطراتشون:

کافه لوکشین قم | Qom Location Cafeدیدیم اجازۀ فعالیت نمی‌دن و ما هر روز از صبح تا عصر توی ادارات دنبال مسئولین می‌چرخیم و اونا ما رو سرمی‌دوونن… گاهی توهین هم می‌کنن. از اتاق میندازنمون بیرون.
به محمد گفتم بیا بریم کهک.
هیچی!
صبحش رفتیم کهک.
وقتی من حدود ۱۴ ساعت روی صندلیِ کنارِ وَن نشسته بودم، به محمد گفتم: من حاضرم مدت‌ها این‌جا روی این صندلی بشینم و مشتری هم نداشته باشم. و فقط پولِ غذامو دربیارم در طول روز. همین. لذت می‌برم.
این‌که از صفر شروع کردیم و این کافۀ ماست :)

با عشق تعریف می‌کرد و توی حرف‌هاش هم هی می‌گفت که من عاشقِ کارمم. عاشق اینم که مشتری میاد براش قهوه بزنم. براش غذا درست کنم. عاشق اینم.

به محیطِ کافه اشاره می‌کرد و می‌گفت که:

کافه ونج قم | Qom Veng Cafeببین. اکثرِ پولِ ساخت این‌جا رو که حدود ۳۴۰ میلیون شده، قرض گرفتیم.
و یه روز که با خستگی اومدیم و نشستیم و دسته چک‌ها رو گذاشتیم جلومون و بررسی‌شون کردیم،
دیدیم که ۱۷۰ میلیونش پاس شده!
همینطوری خُردخُرد. کم کم…

آره.
عاشق بود.

چرا ما نباید عاشقِ کارمون باشیم؟

چرا تویی که شغلی داری که می‌تونی ارتقائش بدی و درآمدتو افزایش بدی، می‌خوای ریسک کنی و برای کنکور بخونی، و بیای توی رشته‌ای که اصلاً نمی‌دونی بهش علاقه داری یا نه.
بعدش هم ۷ سالِ بعد که فارغ شدی، دیگه اون افسانه‌هایی که در مورد درآمدِ دندون‌پزشکی پارو و پول هست، پوچ شدن!
و تو می‌مونی و دوباره همین نقطه‌ای که هستی!

مریضی مگه؟

آدم از یه جا یه بار گزیده می‌شه!

این ۷ سالی که قراره برای دندون‌پزشک‌شدن صرف کنی، یا هر کسِ دیگه‌ای که صرفاً برای پولش می‌خواد بیاد این رشته،
با وقت‌گذاشتن در همون کاری که عاشقشی، می‌تونی سرآمد بشی توی کشور در اون حیطه.
۷ ساله ها! شوخی نیست که.
روی هر کاری وقت بذاری و فوکوس کنی روش، برای ۷ سال، تهش به جای خوبی می‌رسی و اگه درست عمل کرده باشی، پول هم درمیاری… خوب هم درمیاری.

چرا اینو نمی‌خوایم بفهمیم که پزشکی و رشته‌های کنارش دارن اشباع می‌شن؟
چرا نمی‌خوایم بفهمیم که پسوندِ دکتر کسی رو خوشبخت نکرده؟

باید بگم که اگه واسه پول داری کنکور می‌دی، تو یه شکست‌خورده‌ای. از همین الان اینو بدون.

پی‌نوشت: در این مورد دلِ پرم رو باید خالی کنم. و حسابی خواهم نوشت…

 

ویرایش اول:

باید بگم که من این متن رو وقتی نوشتم که دلِ پُری داشتم از وضع موجودِ کنکور. شاید با خوندنش انگیزه‌تون گرفته شده باشه یا کمی سرد شده باشید. که به نظرم خوبه. نباید برای یکی از مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌های زندگی‌تون جوگیرانه عمل کنید!
ولی این رو هم می‌گم که در مورد کنکورِ مجدد بیشتر و بیشتر باید بنویسم.
و مطالب معتدل‌تر و مستدل‌تری خواهم نوشت.
خلاصه این رو گفتم که با خوندن این مطلب، یه‌دفعه نزنید زیرِ همه‌چی.
دنیای درمان هنوز هم جای خالی برای پزشک‌های خوب داره. البته پزشکِ خوب. نه هر آدمِ معمولی‌ای.

دیدگاه ها

  1. Miss z

    آقای دکتر
    نمیدونم این حرفی که میخام بزنم درسته یا نه
    من دارم خودم و امثال خودم که امسال کنکور دادن رو میگم
    اگه شما برمیگشتین ۶ سال قبل بازم همچین حرفی رو میزدین؟بازم میگفتین پسوند دکتر کسی رو خوشبخت نمیکنه؟
    شما تو همین وبلاگ یه پستی دارین با این عنوان«و من به دندانپزشکی علاقه مند میشوم» این یعنی علاقه ای نبوده یا اگر بوده به میزان کمی بوده و علاقه تو این مسیر به وجود اومده
    میفهمم چی میگید میفهمم که خوشبخت بودن به دکتر بودن و این چیزا بستگی نداره اما واسه یه جوون هم سن و سال من که رشتشم تجربیه دکتر شدن بزرگترین آرزوشه شاید اگه برم جلوتر ببینم که نه چیزای مهمتری از دکتر بودن وجود داره اما تو این لحظه نمیتونم حرفتونو درک کنم و صددرصد به خودم برمیگرده نه حرف شما حرف شما کاملا متینه بازم سعی میکنم بیشتر بهش فکر کنم :)

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام خانم زِد
      ببین.
      درسته می‌گی که علاقه پیدا کردم، آره. الان هم بعضی کارهای دندون‌پزشکی رو با ذوق انجام می‌دم.
      ولی تا موقعی که عاشقِ کاری که می‌کنی نباشی، نمی‌تونی قدم‌های بزرگ برای پیشرفتت برداری. می‌شی یکی مثل بقیه. گم می‌شی لای جمعیت.
      اون‌هایی تونستن کارهای بزرگ بکنن که عاشق بودن.

      حرف من اینه که الان که خیلی‌ها دارن میان سمت دکترشدن اون هم به خاطر پول و پرستیژ، دارن اشتباه می‌زنن!
      وقتشونو تلف می‌کنن.
      چون این روند داره کند می‌شه و یه روز بالاخره متوقف می‌شه.
      پزشکی رو ببین.
      خودت یه جایی‌ت درد بگیره، می‌ری پیش متخصص! نه عمومی.
      چرا!؟
      چون کیفیت کار اومده پایین، کمیت رفته بالا.
      دیگه پزشک عمومی پرستیژ قدیم رو نداره. پولِ قدیم رو هم.

      دندون هم همین می‌شه.
      تخصص هم همینه سرنوشتش.

      حرف من این نیست که درمان تعطیل می‌شه. نه. درمان می‌شه مختصّ یه عده دکتر که کارشون اثبات‌شده‌اس.
      و یک‌عالمه متخصص و فوق تخصص (بعدها) بیکار می‌مونن.
      اگر روند همینی باشه که الان هست.

  2. zahra

    سلام آقای دکتر.راستشو بخواین شاید بشه به اینجور آدما هم حق داد… وقتی تو جامعه انقدر بر اساس شغل به آدما ارزش میدیم حالا عزت و احترام دکتر بودن که به کنااارر!! بچه کنکوری دو روز پیش امروز جواب اومده که پزشکی قبول شده! حالاا بیا جمعش کن هی چپ میرن راست میان آقای دکتر خانوم دکتر! بابا پزشکی ام یه شغله مثل بقالی سر کوچه مون!! هر دوشون اگه کارشونو درست انجام بدن نتیجه ش میشه خدمت به خلق و رضایت درونی خود شخص… و از اون طرف تا میتونیم تحقیر میکنیم رشته ها و شغلای دیگه رو. کسی رو میشناسم با تمام علاقه ادبیات انگلیسی میخونه ولی روزی نیست که نشنوه مثلا مدرکتو گرفتی میخوای چیکار کنی؟ این رشته ی توام آینده ای نداره که…! حالا از ایناام که بگذریم من بازم حق میدم به اون شخص چون ما به تعداد دانش آموزامون تو مملکت تفاوت عقیده و استعداد و توانایی و علاقه و سلیقه داریم ولی هممههه محکوم به مطالعه ی همون چرندیات بی کاربردی هستیم که قبل از ما خونده شده و بعد از ما هم خونده خواهد شد و قسم میخورم که حتی یک جمله از کتاب های تاریخ و جغرافیایی که به عنوان یک دانش آموز تجربی به خوردم دادن یادم نیست. خب الان این دانش آموز ما که هیچ کسی پیدا نشده تو این ۱۲ سال بهش بگه تو چی استعداد داره تو چی با بغل دستیش تفاوت داره کدوم حرفه رو بهتر از بقیه میتونه انجام بده بر چه مبنایی باید تصمیم بگیره؟ جز اینه که پا میزاره رو ردپای اکثریت و همون راهی رو میره که همه میگن به سعادت و خوشبختی و پول میرسه؟ به نظرتون اگه این مسیرو انتخاب نکنه نباید به این آدم شک کرد؟؟ از طرفی هم مسئولیت زندگی ما با خودمونه اگه این آدم رفت دندون و سعادتمند نشد خودش میمونه و یه عمر بر باد رفته و دیگه هیچ کسیو نمیتونه پیدا کنه که یقه شو بگیره بگه آقای فلانی خانوم فلانی شما این کارو با زندگی من کردی… ببخشید که طولانی شد یا یه جاهایی بی ربط بود ولی منم مثل شما دلم پر بود و تمام حرفم اینه که ما خودمون دانش آموزا رو گذاشتیم لای منگنه! از یه طرف رشته های دیگه رو تحقیر میکنیم به پزشکی در حد خدا بودن بها میدیم مزایاشو بولد میکنیم سختیاشو به چشم نمیاریم و میگییمم خووببب حالا پول خوب که در بیاری و مردم بهت احترام بزارن بدبختیاشم از یادت میره! و بعد هم انتظارداریم هیچ کسی نره سمت این رشته ها…

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام خانم زهرا.
      چه خوب نوشتید :)
      همینه.
      به قول خانم مهدی‌زاده، این خانه از پای‌بست ویران است…

      نمی‌دونم.
      شاید وظیفۀ ما این باشه که روشنگری کنیم.
      بگیم که بابا!
      این‌ور خبری نیست!
      اصلاً تو دانشگاه‌ها دیگه خبری نیست!
      کافیه این‌همه بدبختی کشیدنِ بی‌دلیل و هیچ و پوچ!

      شاید…

  3. zahra

    راستی! به نظرتون کسایی که فکر میکنن به پزشکی یا دندون علاقه دارن برا اینکه مطمن شن از این علاقه چیکار میتونن بکنن؟! از نزدیک کار پزشک و دندانپزشک رو دیدن میتونه کمک کنه؟

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      آره خوبه که برن از نزدیک ببینن.
      برن دندون‌پزشک‌های عمومی و متخصص رو ببین. هر چی بیشتر بهتر. از قدیمی‌هاشون گرفته تا جدیدها. ازشون بپرسن در مورد این رشته. سختی‌هاش، خوبی‌هاش. آینده‌ش. الانش.
      برن و دانشجوهای دندون رو ببینن. دورۀ عمومی و دورۀ تخصص. از اون‌ها هم کلی سؤال بپرسن. هر چی بیشتر بهتر!

  4. مریم مهدی زاده

    اقای دکتر ، حرف شما خیلی منطقی و درسته ولی شما حداقل از یه تایمی به بعد به این مفهوم تو زندگیتون رسیدین ک ادم باید چیزیو انتخاب کنه ک دوست داشته باشه و روحش توشاحساس ارامش داشته باشه و این خیلی سخته ک یه نوجوون ۱۷/۱۸ ساله ایی ک تاز تو محیطی هم بوده ک هم مدرسه هم خانواده این رشته های پزشکی رو آبرو و شخصیت و ملاک خوشبختی میدونن رو متوجه این مفهوم از زندگی کرد ! ولی جدا تو زندگی خوشبخت بودن و حس ارامش از همه چی مهم تره و دندون پزشک بدن یا پزشک بودن معیار خوشبخت بودن نیست! و اون خانوم محترم هم بنظرم اگه وااااقعا به دندون علاقه داره و جز ارزوهاش بود بیاد این رشترو بخونه خوبه ولی در غیر این صورت از طریق راه های دیگه ایی مثل پیشنهاد اقای دکتر دادن پیش بگیرن! ولی خانه از پای بست ویران است!…….

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      درسته که یه نوجوون سختشه این مفهوم. اون هم در شرایطی که عالم و آدم از خداییِ دکترها می‌گن!
      ولی ما که فهمیدیم باید ساکت بمونیم؟
      نباید جار بزنیم؟؟؟

      باید همه تلاش کنیم تا این وضع که رو به بدتر شدنه، سرعت نزولش کم شه.

      1. مریم مهدی زاده

        بله کاملا درست میگین! امیدوارم بتونیم درست رشتمون رو نقد کنیم ک بهتر بقیه بتونن تصمیم بگیرن!

        1. نویسنده
          پست
  5. Taranom

    خواهش میکنم بیشتر در این مورد بنویسید چون یه مشکل خیلی بزرگ تو خانواده ها وشهرهای کوچیک هست مثلا خود من که تو یک شهر کوچیک زندگی میکنم وقتی میبینم خیلی ها پشت سر خیلی از بچه هایی که کنکور دادن ولی پزشکی یا دندون قبول نشدن میگم اینا مال این رشته ها نیستن واین موضوع خیلی ناراحت کننده هست

    1. نویسنده
      پست
  6. پویا

    سلام.

    یه نکته این که فکر نکنم پزشکی و دندون پزشکی به این زودیا اشباه بشه، کافیه تعداد ورودی ها، سرانه پزشک ایران، سرانه پزشک کشور های دیگه رو نگاه کنید، ببینید که هنوز خیلی جا خالی وجود داره، علاوه بر اون یک نوع انحصار هم وجود داره. جلوی ورودی رشته های پزشکی و دندون پزشکی گرفتن…

    نکته دوم، تو کشور های مثل امریکا که مثلا یه برنامه نویس ۱۰۰ هزار تا میگیره و پزشکا متوسط ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار دلار ، این مقایسه درسته، یعنی تو مهندسی تو بعد ۴ سال میری کار، هزینه دانشگاهش کمتره و … . ولی تو پزشکی هزینه های زیاد داره تحصیلشون، خیلی طول میکشه پزشک بشن، و آخر سرم اگر مالیات کم کنن نهایت به صورت متوسط اختلاف درآمد ۲ الی ۳ برابر میشه. تازه اگر اون سالها که مهندسه کار کرده و پزشکه داشته درس میخونده و نمیتونسته پول در بیاره رو حساب کنیم، تهش فکر کنم خیلییی کمتر بشه تفاوت. اینجور جاها واقعا دانشجو به علاقش فکر میکنه….

    نکته سوم، تو کشوری مثل ایران که اختلاف درآمد ها به شدت زیاده، و مشکل مالی دارن اکثرا، وقتی یه مهندس معمولی ماکس ۴ میگیره، یه برنامه نویس ماکس ۱۲ ملیون ماهینه، ولی یهو یه دندون پزشک متوسط ۲۰ درمیاره حداقل، و معروفاشون خیلیییی زیاد، وقتی یه وکیل سر یه پرونده چند ده ملیون میگیره. دیگه نمیشه به این راحتی گذشت از کنار این ها.

    درسته هرکی باید دنبال علاقش بره، استعدادش و چیزی که دوست داره ولی شرایط هم باید در نظر گرفت.
    اگر یه نفر بره مهندس شه، کارم پیدا کنه، بهش ۲ تومن وزارت کاری بدن، حتی اگر مریض شه هم، نمیتونه بره دکتر… نمیتونه بره بیمارستان، زندگی اینطوری نیست که هرچی دلمون خواست بریم، یجاهایی با واقعیت رو به رو میشیم، بچت مریض میشه، میخوای ازدواج کنی، پول نیست! ولی همون فرد اگر میرفت دندون مثلا بالا ۱۰ راحت در میاورد با همون زحمت. شایدم رشتش دوست نمیداشت، ولی جلو زن و بچش شرمنده نمیشد.

    من اگر بخوام توصیه کنم به فردی که دنبال پوله حداقلی برای زندگی آروم و بدون ریسک ، به نظرم رشته های پزشکی خوبن، انحصارم هست، حالا حالا ها اشباه نمیشه. هم پرستیژ داره، هم پول، هم با مردم در ارتباطی… نمیری پشت یه میز بشینی …
    ____________________________-
    تنها یک چیز میتونه این معادله رو بهم بزنه، اینم خداست، اگر یکی بخواد برای خدا کار کنه، بای یه بررسی میتونه بفهمه در این زمان موثر ترین جایگاه رشته های پزشکی نیستن، این فرد نره هم یکی میره جاش پر میکنه…بعد اصلا مردم مشکلات دم دست تری دارن، مشکل مالی دارن، مشکل فرهنگی دارن، سیاست گذاری دارن و … . وقتی یکی پول نداره بره دندون پزشک! حالا بیایم هممون دندون پزشک بشیم! ملت دنبال یجا هستن صب تا شب برن کار کنن ۲ تومن بگیرن! برای خانواده ۴ نفره! اگر با دید الهی یا ایران دوستی یا مسئولیت اجتماعی نگاه کنیم، همون حداقل خواسته یه نفر که کاره رو بهش بدیم خیلی بیشتر کمک کردیم. در شرایط فعلی، یا اگر از نظر فرهنگی بریم کیم دید مردم درست کنیم و ….

    +ولی اگر دنبال زندگی بدون ریسک و راحت و … هستید، برید پزشک شید، تهشم یه دوتا بیمار مجانی ویزیت میکنید! اونم برای خدا….ولی بدونید موثر ترین جا نیستید. اونایی که اعتقاد به خدا دارن و به این که ازشون میپرسن پولت از کجا به دست اوردی و کجا خرج کردی؟ جوونیت در چه راحی صرف کردی، قشنگگگ باید دقت کنن، این که دوتا بیمار مجانی ویزیت کردم یه لبخند زدم، به درد خودشون میخوره. این همه هوش و استعداد برای مشکلات اساسی باید صرف بشه. نه بریم دنبال یه زندگی راحت و بدون دردسر….

    +++نکته اخر، نمیگم با رشته های پزشکی نمیشه مسئولیت الهی خودمون انجام بدیم، حرفم اینه یبار قشنگ نگاه کنید، واقعاااا اون دنیا پرسیدن چرا رفتی پزشکی ، دلیل داری؟ نکنه ته دلت همون پول و پرستیژ باشه! اون موقع دیگه بنده مال دنیا و پرستیژ بودی نه خدا!

    ببخشید یکم زیاد و پراکنده بود:) موفق باشید.

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام دوست من.
      ممنون بابت متنِ طولانی‌ت.

      ولی اول بگم که من با “اشباع” و “راه” از نظر املایی بیشتر موافقم!
      ثانیاً یه سری توهم و اشتباه توی توضیحاتت هست که باید بهت گوش‌زد کنم تا انقدر با اطمینان و خوشحال در موردشون به کسِ دیگه‌ای نگی! و حرف‌های اکثراً خنده‌دارِ مجید حسینی رو تکرار نکنی!
      البته حق هم داری. چون توی بطن کار نیستی.

      مهم‌ترین نکته اینه که بحث اصلی سرِ اشباع‌شدنِ دندون و پزشکی نیست. بحث سرِ اینه که جامعۀ پزشکی داره افت می‌کنه. نه به این خاطر که کمیت کمه. نه. کیفیت پایینه.
      چرا پایینه!؟
      چون تعداد دانشحوها زیاد شده! چون امکانات آموزشی نداریم و همینطوری داره دانشجو میاد.
      این همون چیزیه که مجید حسینی قادر به فهمیدنش نیست.

      و وقتی دانشجو زیاد می‌شه، به تبعِ اون دکترهایی زیاد می‌شن که از امکانات آموزشیِ محدود استفاده کردن و دکترهای خوبی نشدن.
      بعد تو مریض می‌شی می‌ری پیش یکی‌شون.
      نمی‌تونه مریضی‌ت رو درمان کنه!
      چرا!؟
      چون سیاستِ دولت به این سمت رفته که تعداد دانشجوهای رشته‌های پزشکی رو زیاد کنه!

      بازی با سلامت مردمه.

      و توصیه می‌کنم با افراد بیشتری مشورت بگیری اگر قصد کنکورِ دوباره داری. به جای نشستنِ بیشتر پای تلویزیون.

      موفق باشی.

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      شاید.
      ولی به دنبال یه تماس این رو نوشتم.
      بعید می‌دونم اون تماس شما بوده باشید.

  7. دکتر صفرپور

    سلام من رزیدنت پروتز دانشگاه شیراز هستم با استفاده از استریت بودنم بدون گذروندن طرح وارد تخصص شدم میخواستم بدونم بعد از فارغ التحصیلی طرحم چند سال میشه؟ ممنون میشم پاسخ بدین

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام دکترجان
      خوش اومدی به بلاگم.

      دقیق اطلاع ندارم. ولی با توجه به دانسته‌هام، می‌شه ۴ سال.

  8. مهراوه

    سلام من هم لیسانس هوشبری دارم و طرح رفتم الان دوباره کنکور دادم منطقه ۳ رتبه ۵۷۷شده زیر گروه یک.من چون بیمارستان کار کردم از نزدیک دیدم کارشونو به پزشکی اصلا علاقه ندارم فقط دندانپزشکی مد نظرم هست .بنظرتون فقط دندون رو بزنم کل شهر ها و اگه قبول نشدم بیخیالش بشم؟ درضمن متاهلم و بعد طرحم کار پیدا نشد و بیکار شدم!
    میشه بگید بازار کار دندون در چه وضعیه الان؟ تا ۶ سال دیگه امکانش هست اینم عین هوشبری اشباع شه یعنی

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام
      اولاً که تبریک می‌گم بهتون :)

      درسته رتبۀ خوبی آوردین، ولی لزومی نداره برید جایی که بهش علاقه ندارید.
      کتاب شغل مورد علاقه از آلن دو باتن رو بخونید تا هم از تشخیص دقیق علاقه‌تون مطمئن بشید و هم از تشخیص عدم علاقه‌تون به پزشکی.
      و بدونید که هر گزینۀ خوبی، انتخاب خوبی برای شما نیست لزوماً.
      مراقب عمرتون باشید.

      توی شهرهای بزرگ اشباع می‌شه. ولی مناطق محروم و شهرهای کوچیک جای خالی هست هنوز.

  9. سحر

    سلام وقتتون بخیر. حق باشماست آقای دکتر. اما این پست وبلاگتون ممکنه کسی رو که عاشققققق این رشته اس و میخواد این تایم از زندگیشو بذاره تا رشته ای بخونه که با تمام وجود دوستش داره رو هم دلسرد کنه…

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام
      من حقیقت رو از نگاه خودم نوشتم.
      اگر کسی با حقیقت مشکل داره، مشکل خودشه.
      ضمناً پست‌های وبلاگم نظر شخصی منه. لزومی نداره درست باشه.

  10. سحر

    آقای قائمی من عذر میخوام چون منظورم رو کامل نرسوندم. اتفاقا پستهای شما عالی بودن.من همه رو مطالعه کردم. کاملا ریز وبا حوصله توضیح داده شده بود.باید به نویسنده شون خسته نباشید گفت. من فقط به این پست نقد کردم نه این مفهوم که اشتباهه بلکه به این مفهوم که کامل نیست. ببینید. من بحثم اصلا دندان نیست. این میتونه به هر رشته ای مربوط بشه. هرکسی ممکنه راه اشتباه بره و بعد متوجه بشه به رشته ی دیگه ای علاقه داره.این میتونه هر رشته ای باشه نه صرفا دندان. عقیده ی من اینه که حتی اگر تاحدی عمرش صرف یک مسیر اشتباه شده باشه باز هم ارزش داره که برگرده وتوی مسیری قرار بگیره که باید. حرف شما درسته نباید مجددا وارد مسیر اشتباه شه اما به شرط علاقه ارزشش رو داره وارد مسیر درست خودش شه. هرچند که عمرش صرف میشه.اما صرف چیزی میشه که درسته.

  11. احسان

    سلام دوست عزیز خیلی اتفاقی با سایتت آشنا شدم و برام جالب بود که اینقد کامل جواب میدی

    به نظر من برای هر شخصی شغل چند جنبه رو باید اغنا کنه بحث مالی بحث رضایت شغلی ،بحث انسانی و اجتماعی
    و باید همه حس ها در حد نرمال برطرف بشن
    بیشتر افرادی که از جامعه مهندسی دوباره کنکور میدن دلیل اصلی بیکاری هست یعنی اصلا شغلی ندارن

    الان جامعه ما با یه مشکل خیلی حاد دست و پنجه نرم میکنه بیکاری یا اگه کسی هم شغلی داره میشه گفت بردگی
    معضل کی شروع شد زمانی که ۱۰-۱۵ سال پیش رشته ها و دانشگاههای الکی زیاد شد هر کسی با رانت و هر چیز دیگه یه خونه کرایه کرد شد یه دانشگاه فنی و… بعد افرادی که اصلا نیازی نبود بشن مهندس شدن مهندس، و تقریبا ۷-۸ یال از عمر و جوونی این افراد توی این دانشگاهها تلف شد شاید این اشخاص میتونستن یه نجار قوی یا یه کشاورز عالی بشن
    و شد اینی که الان هست یه سیل عظیمی از فارغ تحصیل های بیکار و بیسواد گاها.
    که اکثرا هم بچه های فنی مهندسی هستن،
    حالا توی این شرایط همه دارای مدرک هستن و کار مرتبط نیس،
    تصور کن یه جوون تا سن ۲۸ سالگی عمرشو توی این دانشگاهها گذرونده الانم اصلا کار مرتبط نیس، کنارش دوستای دوران دبیرستانش که دکتر شدن درامد خوبی دارن و زندگی متوسط به بالا، خوب این شخص همه دوران تحصیلش بیخود بوده کاملا احساس پوچی داره،
    اینکه میگین توی رشته خودت تاپ باشی خیلی مواقع شعاری بیش نیس
    به نظر من کارافرینی و تاپ بودن نهایت۱۰ درصد افراد میتونن باشن،
    خوب این شخص میبینه اگه بشینه دوباره کنکور بده شاید بتونه از این شرایط داغونی که داره نجات پیدا کنه
    پس میشینه میخونه،
    ممکنه از رشته در طول تحصیل خوشش نیاد و شاید هم عاشق رشته بشه
    الان به نظر شما این شخص میتونه امتحان بده یا نه؟
    و اگه میخواد شرکت کنه شما چه راه حلی بهش میدین که نتیجه بهتر بگیره

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام احسان جان
      خوشحالم اومدی به بلاگم :)

      با اوایل متنت موافقم، تا اینجاش که گفتی کارآفرینی و تاپ‌بودن. این دوتا رو در کنار هم آوردی، ولی می‌تونن کنار هم نباشن. تاپ‌بودن لزوماً این نیست که کارآفرین باشی. یه نقاشِ خوب رو فرض کن مثلاً.
      و در ادامه‌ش… سؤالت اینه که می‌تونه دوباره کنکور بده یا نه؟
      که خب می‌تونه.
      ولی حس نمی‌کنی دوباره همون داستان ۱۰-۱۵ سال پیش که گفتی دوباره داره تکرار می‌شه؟
      دوباره دارن دکترها زیاد می‌شن و همون داستان…

      ولی بهتر نیست برگردیم به اصل؟
      به این‌که بریم دنبال اون چیزی که باید بریم.
      نه این‌که مسیری که همه دارن می‌رن.

      من می‌گم از انتخابش مطمئن بشه. بعدش اقدام کنه.
      چون ممکنه ۷ سال واسه رشته‌ای وقت بذاره که بعد از رسیدن بهش، بفهمه اون چیزی نیست که قبلاً فکرشو می‌کرده. حتی از لحاظ شغلی هم باز هم راضی نیست!
      این می‌شه که یه آدمِ شکست‌خورده در سن ۳۰ سالگی، هنوز نمی‌دونه چه غلطی بکنه!

  12. رها

    سلام نمیدونم سوالی که میخام ازتون بپرسم جاش اینجا هست یا نه من امسال دیپلم تجربی گرفتم سال پیش اتفاقات ناخوشایندی برام پیش اومد که واقعا شرایط کنکور دادن نداشتم الانم دارم برای سال بعد میخونم از این بابت ناراحت نیستم اصلا که پشت کنکور موندم موضوع اینه من همیشه بهترین بودم بهترین از این نظر نه که بهتر ازمن در همکلاسی هام وجود نداشت چرا بودن اما من خودمو قبول داشتم و این بود که بهم آرامش میداد و میدونستم که کم کاری نمیکنم اما سال آخر به قدری دچار افت تحصیلی شدم که واقعا پیش خودم شرمندم از طرفیم معدل دیپلم به هر حال مهمه دنبال راهیم که بعد کنکورم یعنی ۹۹ یه دیپلم مجدد بگیرم همون رشته خودم تجربی تورو خدا بهم نگید فراموشش کنم خیلی سعی کردم ولی نشد به شدت توی اعتماد ب نفسم تاثیر گذاشته نمرات قبولی رو کسب کردم مشکلم معدل افتضاحمه که گند زده به سوابق تحصیلیم خواستم ببینم واقعا هیچ راهی نیست مجدد امتحان بدم حتی با پارتی قوی و پولم درست نمیشه معذرت میخام که انقدر طولانی شد خواهش میکنم یه راهی واسه جبران این موضوع جلو پام بزارید

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام
      وقتتون بخیر.

      من نمی‌دونم سوابق تحصیلی برای کنکورتون چقدر مؤثره.
      اگر تأثیرش خیلی زیاد نیست و می‌شه با خوندن و وقت‌گذاشتنِ بیشتر در کنکور جبرانش کرد، مهم نیست دیگه.
      ولی اگر سوابق خیلی مهم شده، باید از آموزش و پرورش بپرسید که راهِ تغییر نمرات چیه.

      ولی اگر شرایطِ بیرون باعث شدن که نمراتتون بد بشه، خودتون رو اذیت نکنید سرِ اون. چیزیه که اتفاق افتاده.
      اگر قابل تغییره، برید و راهش رو پیدا کنید و تغییرش بدید.
      ولی اگر نمی‌شه، روی ادامۀ مسیرتون تمرکز کنید، نه این‌که بمونید توی گذشته و حسرت بخورید همیشه. این‌طوری آینده رو هم فدای گذشته می‌کنید.

  13. ژوپیتر

    سلام، ممنون از پاسخگویی و مطالب مفیدتان.
    حقیقت این که من الان حدود ۴۰ سال سن دارم و در یک رشته مهندسی تا مقطع دکترا تحصیل کردم. به رشته ام هم بسیار علاقه دارم و در این مورد هم بسیار پیشرفت داشته ام. همانطور که می دانید این که شما به رشته ای علاقه داشته باشید و در آن پیشرفت کنید به معنی درامد بالا نیست. حداقل در ایران توانایی شما در یک رشته مهندسی به معنی درامد بالا از آن رشته نیست. مثلا من که پیشرفت علمی خیلی خوبی در رشته خودم داشته ام و دانشیار دانشگاه هستم و با تمام توان به یاد گرفتن و یاد دادن و پژوهش در رشته خودم مشغولم اصلا به این معنی نیست که درامد خوبی هم از این رشته دارم. برای درآمد داشتن به پارامترهای دیگری نیاز دارید که اتفاقا علاقه آخرین آیتم آن است. من بسیار تلاش کردم که با انجام پروژه های صنعتی به درامد مناسبی برسم ولی با شرایطی که وجود دارد و آن قدر آشکار است که نیازی به مطرح کردن آن نیست موفقیت چندانی نداشتم. وضعیت من وضعیت خیلی خاصی هم نیست و تمام دوستان من که هم رشته من بودند و دکترا گرفتند با شرایط کم و بیش مشابه من روبرو هستند.

    برخی از دوستان البته همانطور که شما گفتید موفق به درامد زایی شدند اما آنها کسانی بودند که وارد حرفه تخصصی خود نشدند و به ساختمان سازی پرداختند. پس با اجاز شما می خواهم عرض کنم با این تئوری شما که می فرمایید اگر به رشته ای علاقه داشته باشید و در آن پیشرفت کنید درامد خودش دنبال شما می گردد مخالفت کنم و بگویم که اصلا این تئوری در شرایط کنونی قابل قبول نیست.

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام استاد عزیز. و وقت بخیر
      ممنونم بابت کامنت‌تون.
      کامنتی که شاید جنس‌ش با خیلی از کامنت‌های این بلاگ فرق داره.
      ذهن من و دوستانم رو درگیر کردید. از چندین نفر نظرخواهی کردم در مورد مطلبی که مطرح کردید.
      و خدمتتون موارد زیر رو عرض می‌کنم:
      حرف من از رفتن دنبال علاقه نیاز به شرح داره: من می‌گم بریم دنبال علاقه. خب رفتیم. چه اتفاقی می‌افته؟ اگر واقعاً درست علاقه رو انتخاب کرده باشیم و دنبالِ کار رو بگیریم با پشتکار و اراده، در زمینه‌ای که انتخاب کردیم، پیشرفت خواهیم کرد. و یک جایی به حدی خواهیم رسید که مثل و مانند ما، تعدادِ زیادی را شامل نمی‌شود.
      پس در حوزۀ کاری‌مون می‌شیم جزء افرادی که اگر کسی به اون کار و متخصص اون کار نیاز داشت، میاد سراغ ما. که اگر این اتفاق بیفته، می‌تونیم برای برطرف‌کردنِ نیازِ اون آدم، هزینه دریافت کنیم و تعرفه‌ای داشته باشیم که مطابق میلِ ما باشه. می‌تونیم این کار رو بکنیم، چون کیفیتِ کارِ ما بالاست و مثلِ ما خیلی کمه.
      حالا با توجه به حرف‌های شما، این برداشت رو می‌کنم که شما در رشتۀ خودتون از لحاظ علمی پیشرفتِ زیادی کردید و فرض رو بر این می‌ذاریم که شما جزء Top 10 رشتۀ خودتون شدید و می‌فرمایید که درآمد دنبال‌تون نیومده.
      من حس می‌کنم مسئلۀ شما در این‌جاست که دنبالِ پیداکردنِ راهِ کسبِ درآمد از علاقه‌تون نبودید و صرفاً کتاب در موردِ رشته‌تون خوندید.
      به نظرم مهارتِ فروش لازمه برای شما، مهارت بازاریابی، مهارت‌هایی که در عصر امروز اگر نداشته باشیدشون، از همه عقبید؛ مثل مهارت‌های مربوط به حوزۀ دیجیتال.
      من برای این مورد دروس سایت متمم رو پیشنهاد می‌کنم.
      که اگر واقعاً به کارِتون علاقه دارید و رشته‌تون، باید یکم خلاقیت هم به خرج بدید تا بتونید داشته‌هاتون رو به ممرّی برای کسب درآمد تبدیل کنید.
      نه این‌که برید از صفر یه کارِ دیگه رو شروع کنید؛ اون هم در سنی که جا برای آزمایش و خطا نیست!
      حتی همین الان، منی که دندون‌پزشکِ معمولی شدم، اگر مهارت کسبِ درآمد نداشته باشم، دریافتی‌م هم معمولی می‌شه. و در همین زمانی که من در کلینیک‌های سطح شهر در حال کار هستم، مهارت‌هایی رو دنبال می‌کنم تا بتونم با اضافه‌کردنِ مقداری خلاقیت به کارم، درآمدم رو بیشتر کنم.

      و در جواب کامنت بعدی‌تون هم باید بگم که بر فرض بر اساسِ یک معیارِ اولیۀ غلط، دندون‌پزشکی قبول شدید و در ۶۰ سالگی به درآمد زیادی رسیدید (که البته تا چند سالِ آینده، وضع دندون‌پزشکی قطعاً با الان متفاوت خواهد بود)، در ۶۰ سالگی این درآمد خیلی رضایت و شادیِ خاصی نمی‌تونه براتون به ارمغان بیاره.
      و به نظرم اگر واقعاً برای دریافت مدرک‌تون زحمت کشدید و صرفاً کاغذپاره تحویل نگرفتید و در رشته‌تون حرفی برای گفتن دارید، کمی مهارت‌های بیزینسی یاد بگیرید تا بتونید درآمدِ بیشتری کسب کنید.

  14. ژوپیتر

    می خواستم در ادامه کامنت قبل موردی را عرض کنم. و آن این که با توجه به شرایطی که عرض کردم بنده تصمیم داردم در سال آینده مجددا در کنکور شرکت کنم و دندانپزشکی بخوانم. این کار را صرفا برای کسب درامد بیشتر انجام خواهم داد. اگر شش سال تحصیل دوره طول بکشد و دوسال هم طرح و یکی دوسال هم برای تاسیس مطب و موارد دیگر حدود پنجاه سالگی بطور کامل مشغول به کار خواهم شد. با فرض این که تا شصت سالگی قادر به انجام کار باشم انگار ده سال بطور خالص کار خواهم کرد. حال از شما می پرسم آیا درامدی که در این ده سال خواهم داشت بیش از کل درآمد سی سال کار استادی دانشگاه نخواهد بود؟ آیا اشتباه می کنم؟

  15. سینا

    واقعا مرسی از این همه انرژی منفی و دلسردی که منتقل میکنین؛ حتی به منی که علاقه مند به دندانپزشکی هستم

    1. نویسنده
      پست
        1. نویسنده
          پست
  16. سینا

    اینکه میگین هرکسی باید دنبال کاری که بهش علاقه داره بره درسته ولی من عرضم اینه که چرا آشکارا میگین که کسی نیاد؛ شما باید به این هم فکر بکنید که احتمال داره یکی علاقه مند باشه و من با حرف هایی که میزنم اونو دلسرد و سست کنم و در آخر اینکه کسی چه میداند که این حرفای شما آگاهانه و عامدانه نیست و اگر اینچنین است من پیشنهاد میکنم فلسفه خودتونو تغییر بدید چون این فلسفه ای که باهاش پیش میرید هیچ بازدهی مثبتی برای شما نخواهد داشت

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      ممنونم از لطفت!
      شما گوش نکن :)

      ضمناً من نمی‌گم کسی نیاد!
      می‌گم واسه پول نیاد. علاقه داره بیاد.

      که جامعۀ پزشکی، کلاً، نیاز داره به کسانی که به عشقِ طبابت میان…

  17. Fariba

    این خانومه دقیقا عین منه.منم سال آخر مهندسی برقم از همون اولم میخواستم انصراف بدم هی خانواده دوستام و استادام منصرفم میکردن .واقعا از همون ترم ۱علاقه ای به رشته م نداشتم حداقل تئوری ها رو میشد تحمل کرد اما آزمایشگاه و کارگاه واقعا عذابم میداد چون مدار بستن و این چیزا به روحیاتم نمیخوره .یکم تحقیق کردم که واقعا به چی علاقه دارم واقعا جواب این سوال هم سخته .تصمیم داشتم ارشد برم روان شناسی ولی بازم همه میگن قبولیش سخته و ارزش خوندن نداره .از خودم بدم میاد که انقدر تاثیر پذیرم کاش همون ترم اول انصراف میدادم و میرفتم دنبال علاقه م .حالام میخوام یه سالی که درسم تموم میشه درمورد رشته ها تحقیق کنم و رشته موردعلاقه مو پیدا کنم .

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام
      امان از دل‌سوزی‌های افراطی…
      دردی که گرفتارشید، دردِ خیلی‌هاست.
      فکر نکنید تنهایید.

      ولی با قدرت تلاش کنید بشناسید بیشتر خودتون رو.
      و این‌که محدود نشید به تحقیق در مورد رشته‌ها.
      کتاب‌های خوب زیاد بخونید در این یک‌سال. مثلِ سریِ مدرسۀ زندگیِ آلن دوباتن.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *