از خودم راضیَم حداقل

سلام

خسته شدم از بس نوشتم و نصفه موند و بیخیالش شدم. چندتایی پیش نویس دارم الان. آخرین مطلب رو هم که مشغول نوشتنش بودم، ناتمام موند و پنجره مرورگر رو بستم!

می خوام روی این کمال گرایی پا بذارم. کارم رو به شدت سخت میکنه و گاهی منو از حرکت بازمیداره.

لازم نیست همه نیم فاصله ها رعایت بشه. لازم نیست حتما اعراب گذاری کامل باشه. لازم نیست مطالب خیلی خفن باشن و تمام نکات نویسندگی توشون رعایت بشه!

بسه فعلا.

امروز روز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ روز رأی بود. تا دیروز هیچ تحقیق ارادی ای برای انتخاب اصلح نکرده بودم. اولش که میخواستم سفید بندازم و بعد با خوندن کمی مطلب تصمیم گرفتم بالاخره یکی رو انتخاب کنم. دیشب حدود ساعت ۹ بود که وقتم آزاد شد و نشستم پای لپتاپ و شروع کردم به سرچ. بعد از هر چندتا سرچ مسیرم عوض میشد و نحوۀ جستجو تغییر میکرد.

تا اذان صبح مشغول بودم. بیشتر وقتم رو دیدن کلیپ های موافق و مخالف گرفت. از آپارات هم ممنونم!

اوضاع وقتی سختتر میشه که میبینیم همه دارن با لباس دین وارد میشن.

خلاصه که بعد از حدود ۷-۸ ساعت سرچ مفید، به یک کلیتی از دو کاندیدای مطرح رسیدم و اذان رو گفتن. من هم بستم لپتاپو و همینطور مشغول فکر کردن و گذاشتن تکه های پازل فکرم کنار هم بودم و قبل از شروع نماز تصمیمو گرفتم و خیالم راحت شد!

دلایلی که دارم نه من و نه کس دیگه ای رو نمی تونه ۱۰۰ درصد مطمئن کنه که به شخص مورد نظر من رأی بدم و رأی بده؛ ولی به نظرم تا حد قابل توجهی به اطمینان نزدیک می کنه آدم رو.

دلایلم هم مخلوطی از هدف هام، دستورات دین (تا جایی که عقل من جواب میده)، عملکرد فرد کاندیدا، برآیند فکر و عمل کاندیدا و شاید موارد دیگه ای که بهشون دقت نکردم ولی تو انتخابم مؤثر بودن.

الان که رأی دادم یه جورایی خیالم راحته و حداقل دلایلی رو که داشتم دوباره بررسی می کنم می بینم که انتخاب درستی کردم. خداروشکر.

امیدوارم همیشه بتونیم در تمام انتخاب های زندگیمون به دور از هرگونه عامل مزاحم مثل تعصب تصمیم بگیریم.

به همراه مرتضی، رفیق و ترم بالایی عزیزم :)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *