ایده ؛ عمل یا حرف!

پیرو صحبت های امروزم با یکی از دوستان و خوندن یکم از کتاب استیو جابز از آیزاکسون، و کمی فکر…

دیدم خیلی وقته که یه ایدۀ خوب و کاربردی رو در ذهنم دارم. ولی خیلی وقته که کاری براش نکردم! قبلاً هم مختصری واسش وقت گذاشته بودم؛ که خلاصه میشه در خرید یک دامنه و هاست برای شروع به کار اون ایده و طراحی یک سایت معمولی. که الان هم دامنه و هاست، هر دو، اعتبارشون تموم شده!

ناگفته نماند که نزدیک امتحانات شدیم و شنبۀ هفتۀ آتی اولین امتحانمونه. در پایان ترم ۸ هستیم. و همیشه شروع امتحانات و مخصوصا فرجه های قبلش فرصتیه برای فکر و گذراندن زمان به صورتی که هم درس نخونم و هم از شرایط موجود ناراضی باشم!

ولی خب هر چه جلوتر میریم شناختم از خودم و از شرایط بیشتر میشه. البته نه اینکه از خودم راضی باشم، ولی حداقل پیشرفتی اندک و بسیار اندک داشتم. کفِ کفش اینه که ثابت نبودم این ۴ ساله.

ولی جا واسه کار زیاده و هنوز که به عقب نگاه می کنم کلی کم کاری داشتم و دارم همچنان.

باید یه جایی شروع کرد بالاخره.

خب…

تو فکر ایده بودم. ایده همچنان توی ذهنمه. ولی همونطوری که اوایل کتاب استیو جابز در مورد جعبۀ آبی ای که استیو و وز (وزنیاک، رفیق استیوجابز و بنیانگذار اپل) با هم ساخته بودن و شروع به همکاریشون و تحکیم روابطشون از اون شروع شد، باید دست به کار شم.

شاید اگه این امتحانات و این روزهای عذاب آور نبود، دچار ثبوت می شدم و حرکتی نمی کردم. حداقل این وضعیت باعث نارضایتیم میشه و تلاشمو میکنم که شرایط رو بهتر کنم. البته باید بگم که الان که دارم تایپ می کنم به این نتیجه رسیدم! که می تونم به این امتحانات مزخرف از این زاویه هم نگاه کنم! پس خداروشکر.

تصمیمم اینه امسال تابستون یکم متفاوت باشه با تابستون های قبلی. بیشتر از اینکه تو فکر مسائل تئوری باشم، می خوام سعی کنم در عمل هم خودمو قوی کنم. کمی پا بذارم در آن سوی افکار…

خوشحالم که وبلاگی دارم که می تونم توش این نوشته ها رو ثبت کنم.

دعوتت می کنم که تو هم شروع کنی به وبلاگ نویسی.

لذت بخشه :)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *