آرشیو برچسب ها: امید

در جست‌وجوی امید

حرم امام رضا و من

پنج‌شنبه صبح بود که به همراه کلی درد و رنج از خواب بیدار شدم. برای آماده‌شدن جهت برخاستن، توی تلگرام و اینستا یه چرخی زدم. رفیقم یه عکسی از ایستگاه قطار مشهد به تهران گذاشته بود. یه متن چند خطی هم نوشته بود. یه دفعه به سرم زد پاشم. پاشم و برم مشهد! یه حساب …

امید هست؛ ببینیمش :)

امید

به دوستی می‌گفتم که: گاهی یه سلسه اتفاقاتِ غیرمنتظره‌ای می‌افتن که آدم مطمئن می‌شه یه دستی داره این‌ها رو کنار هم می‌چینه. اون هم گفت: خیلی از اتفاقات اطرافمون همین‌طوری‌ان. فقط ما نمی‌بینیم همه‌شون رو. گاهی که شرایط سخت می‌شه، روزنۀ امیدی نمی‌مونه که دلمون رو بهش خوش کنیم، یه دفعه یه سری نشونه رو …

ابتلاء، نشیب، امتحان، رنج یا هر چی :|

رنج

پستی نوشتم با رعایت کلی موارد. کمال‌گرایی هم اذیتم کرد، ولی نوشتم. پستش که کردم، دیدم نه. الان جایش نیست. نباید حالا منتشر شود. رفت به پیش‌نویس‌ها. خسته‌ام. شاید نوشتنِ در اینجا راه خوبی برای بهترشدن حالم نباشد. ولی کیبورد دم دستم است؛ پس می‌نویسم. این وبلاگ برای من شده مرجع رنج‌هایم. آخر سال ۹۶ …

دوستانی داشته باش که…

سالن مطالعۀ خوابگاه

حتی وقتی در گوشۀ سالن مطالعۀ دلگیر و کوچک خوابگاه نشسته‌ای و بیرون از آن، جز شبی تاریک و شهری کوچک و دنیایی کوچک‌تر نیست، می‌توانی پرواز کنی… می‌توانی دوستانی داشته باشی که وقتی در کنارشان هستی، وقتی با تو حرف می‌زنند، وقتی با آن‌ها حرف می‌زنی، وقتی نگاهت می‌کنند، چشمانشان برق ذوق داشته باشد، …

نمی‌دانم… ولی امید دارم.

محمدرضا شعبانعلی

در ۳-۴ ساعت گذشته دوتا مطلب نوشته‌ام و بعد از رسیدن به اواخر متن، به پیش‌نویس‌هایم منتقلشان کردم. نمی‌دانم. دوباره حس می‌کنم مثل قبل شده‌ام. مثل قبلاً که خیلی از کارهایی که می‌کردم و راضی بودم از آن‌ها برایم رنگ می‌باختند و من می‌ماندم و حوضم. الان هم همینطور شده. حتی به سرم زد خیلی …

امید، آقا معلم و راز گل آفتاب‌گردان

امید و گل آفتابگردان

“آسمان را ببین… ابرها را می‌بینی که به سرعت کنار می‌روند؟ دیر یا زود روزهای آفتابی را جشن خواهیم گرفت، دیر یا زود مردمی روی این خاک خواهند زیست که یکدیگر را دوست خواهند داشت، یکدیگر را عاشقانه در آغوش خواهند گرفت، بی‌بهانه به یکدیگر لبخند خواهند زد، به هر غریبه‌ای سلام خواهند داد؛ آن …

آخرین امیدت را نگه دار، برای خودت

آخرین امید

آخرین امیدت را نگه‌دار، برای خودت. برای وقتی که تنها می‌مانی. تو می‌مانی و تو. برای آن روزهایی که حرکت برایت مشکل می‌شود. آن روزهایی که فقط منتظری بگذرند. روزهایی که با خود می‌گویی آیا می‌رسم!؟ آیا راه را درست می‌روم!؟ نکند مسیر را گم کرده‌ام… آن امید، دست‌آویزی می‌شود برایت و تو را در …