نتایج جست و جو برای: موفق

از بهترین برهۀ تحصیل دندان‌پزشکی‌ام می‌نویسم…

جشن روز دندان‌پزشک در دانشگاه علوم پزشکی قم

این روزهایی که گذشت، برای من تمام نشده‌اند. برای من شبیه دفتر جدیدِ قشنگی هستند که تازه خریده‌ام و با کلی شوق دوست دارم که هر چه زودتر با خطی خوش و چند خودکار با رنگ‌های مختلف در آن بنویسم. روزهایی که از اواخر پارسال شروع شدند. حتماً یادت هست که در مورد اولین جلسۀ …

تکلیفت را روشن کن

از نیمه‌شبْ گذشته و دقایق کمی‌ست که به اتاقمان آمده‌ام. بعد از حدود ساعت ۸ که رفتم بیرون برای کمی خرید، کلی تغییر کرده‌ام. جالب است. ولی اخیراً سعیم این است که حتی از کوچک‌ترین اتفاقات اطرافم هم یاد بگیرم؛ هر آن‌چه را که امکانش هست و ذهن محدودم درک می‌کند. جلسۀ هفتگی هیئت را در اتاق …

دور همی و یک درس

دیشب خونۀ عمه‌اینا بودیم. دفترچه‌هام رو برداشتم و به یکی از اتاق‌های خالی خونه رفتم تا درس متمم رو که بدخط در یک دفترچۀ دیگه نوشته بودم، وارد دفترچۀ اصلیم کنم. یه دفعه شوهرعمه‌ها اومدن و گفتن که “دور همی” ببینیم! تلویزیون در همون اتاق بود :) خب منم صدای آهنگم رو کم کردم و …

شروع ۹۷

خلیج فارس

سلام عیدتون مبارک :) داشتم به این فکر می‌کردم که برای شروع متفاوت امسال چه کارهایی باید بکنم. بعد از تحویل سال، که خونواده و عمه‌اینا رفتن برای گردش و خرید در بندرعباس، من موندم در مقرّ و نوشتم. از چیزهایی که در ذهنم بود برای انجامشون. از عادت‌هایی که در سال گذشته تا حدودی …

نیم‌نگاهی به سال ۹۶ – چشیدن طعم واقعی دهۀ سوم زندگی

سال 96 پایان یافت - به بهار نزدیک می‌شویم :)

یکی-دو هفته‌ای می‌شود که میل به بررسی سال گذشته در من پیدا شده بود. دوست داشتم و دارم که ببینم در این یک سال چه بر من گذشته و به قولی، از خودم حساب بکشم. ببینم این فرصت یک ساله را چگونه گذراندم؛ تا شاید درس‌هایی بیاموزم و ۹۷ را جور دیگری به انتهایش برسانم. …

فقط ادامه بده فعلاً

در حرکت بودن

سلام کمی به خودم و روزهای شلوغ و شکست‌هایم و موفقیت‌هایم فکر می‌کردم. دیدم که این روزها با کم‌شدن جسارت من در نوشتن همراه شده‌اند. تصمیم گرفتم بنویسم. آن هم از امروز.   از صبح شروع کنم: با حضور تنی چند از دوستان هم‌دانشکده‌ایَم دوباره در گروه سحرخیزی‌ای که قبلاً در آن عضو بودم، و …

دوستانی این‌چنینم آرزوست…

دوستانی همچون آفتاب

چند وقتی‌ست که دیدگاهم نسبت به درد متفاوت شده. کمی فرق کرده‌ام. یاد گرفته‌ام که درد همیشه بد نیست؛ بلکه گاهی (شاید “همیشه”) درس‌هایی برایم دارد. که احتمالاً هنوز کلی راه دارم تا بتوانم به آن “همیشه” برسم و درس‌هایش را تمام و کمال یاد بگیرم. ولی همین‌قدر کوچک هم برایم امیدبخش است. کمی درکش …

از این همه محدودیت باید گریخت

از هر چه محدودیت و چارچوب هست بگریز

مگه قراره چند سال دیگه زنده باشیم؟ چند روز دیگه؟ اصلاً معلوم نیست همین چند ساعت آینده رو هم ببینیم. پس چرا کلی از ایده‌هامون رو نابود می‌کنیم؟ چرا اینقدر به فکر اینیم که ای وای، الان که فلان کار رو بکنم، بهمان میشه، مردم چی می‌گن؟! الان این متن رو بنویسم؟ ننویسم؟ اگر فلانی …

من تیزهوش نیستم!

سمپاد

این مطلب را دیروز صبح نوشتم و برای فکر بیشتر به پیش‌نویس‌ها منتقلش کردم. دیروز روز شلوغی بود و سعی می‌کردم در ساعاتی که در مسیر هستم، به این پست هم فکر کنم و داخل دفترچه‌ام ساختار کلی‌ آن را بنویسم. در اتوبوس بودم که دست‌نوشتۀ جدیدی از وبلاگ خانم فرجادی‌کیا را خواندم: «مرثیه ای …

دندان‌پزشکی و مسیر آن (۱)

روزهای اول دانشگاه

پیش‌نوشت ۱: قبلاً مطلبی را با عنوان «دندان پزشکی از زبان یک دانشجوی دندان‌پزشکی» نوشته بودم و توصیه‌هایی دوستانه داشتم برای عزیزان کنکوری که شاید بد نباشد قبل از خواندن این پست، مروری روی آن داشته باشید. با توجه به کمبود منابع و نبود یک مرکز درست‌وحسابی برای جهت‌دهی دانش‌آموزان به سمت رشتۀ مناسب آن‌ها، همچنین علاقۀ …