اولین روزی که دندان‌پزشک شدم :)

دندان‌پزشک شدم!

این مطلب رو دوست دارم در زیرشاخۀ جدید “مصطفی قائمی” بنویسم. از سحر هم ممنونم که در کامنتش گفت که این سری مطالب می‌تونه نوعی خودافشایی باشه و بعدش من سرچ کردم و به متمم رسیدم و به زودی چند مطلبش در این زمینه رو می‌خونم. ولی فعلاً که نمی‌دونم دقیقاً چی باید بنویسم در این دسته و چی نباید، مثل قبل می‌نویسم.

امروز بعد از ۴ سال و اندی، بعد از حدود ۹ ترم، رفتم سر کار. کار دندون‌پزشکی. رفتم در درمانگاهی در قم و مشغول به کار شدم. برای اولین بیمارم هم یک عصب‌کشی دندان ۵ پایین انجام دادم.

مدت زیادی بود که تعدادی از هم‌کلاسی‌ها در کلینیک‌ها و یا مطب‌های آشنا و غیرآشنا به دندان‌پزشکی مشغول شده بودند. من و چند نفر از دوستانم، تا همین اواخر در حال کلنجار با خودمون بودیم که “آیا این کار درستی است؟!“. ولی بالاخره بعد از گذر این مدت، دوستانی که بهشون اعتماد دارم، گفتند که با شرایطی، می‌شه بیرون کار کرد. که درآمد حاصل ازش مشکل خاصی نداشته باشه. یکی از شرایطش اینه که به اون کاری در حال انجامش هستم، اطمینان داشته باشم و بدونم که اون درمان قابل قبوله و می‌شه بهش گفت یک درمان موفق.

ناگفته نماند که تابستان گذشته هم یک روز با چند نفر از هم‌کلاسی‌ها اومدیم قم و به اکثر درمانگاه‌های دندان‌پزشکی‌ش سر زدیم و بالاخره یک شیفت خالی پیدا کردم. ولی دلم راضی نبود به این کار.

این بار فرق داشت. اعتماد به نفسم به خاطر بعضی درمان‌های خوبم و بعضاً تحسین اساتید، بیشتر شده بود. و خداروشکر بیمار اولی هم که اومد، به عصب‌کشی‌ای نیاز داشت که من حرفه‌ای بودم توش!

عصب‌کشی خوبی شد. و برای ادامۀ مسیر اعتماد به نفس گرفتم :)

ولی…!

ولی بعد از عصب‌کشی، ادامۀ درمان نیاز به روکش داره؛ به خاطر پوسیدگی گسترده‌اش. و نکته اینجاست که من هنوز در دانشگاه روی دندون بیمار، روکش کار نکردم. و انجام اولین روکش روی بیماری که به درمانگاه مراجعه کرده و منتظر یک درمان موفقه، نامردیه! به همین دلیل ادامۀ درمانش رو به یکی از دوستانم در همون درمانگاه می‌سپرم.

مسئول قسمت دندان‌پزشکی درمانگاه، یک خانم دکتر ۶۰-۷۰ ساله‌اس که خیلی زبل و زرنگه و حواسش خیلی جمعه! و شروع به کار رسمی در کنار یک فرد دلسوز و باوجدان و باتجربه به نظرم شروع خوبیه. این خانم دکتر هزینه‌هایی که از بیمارها می‌گیره نسبت به خیلی جاهای دیگه کمتره. و درصدی رو که به من پرداخت می‌کنه، ۴۵ درصده، که برای یک تازه‌کار قابل قبوله.

و این رو هم بگم که طوری رفتار کردم که انگار مدت‌هاست کار کلینیکی می‌کنم :) و به نظرم خوب بود برای روز اول.

و اینکه حس می‌کنم این اتفاق رو لازم داشتم برای انگیزه‌گرفتن برای ادامۀ مسیر.

خوشحالم.

دیدگاه ها

  1. نسرین سجادی

    سلام مصطفی
    خوشحالم کم کم از شرایط قبلی بیرون میای
    کار کردن برای اولین بار واقعا لذت بخشه. بهت تبریک میگم
    سپردن ادامه ی درمان به همکارت، مصداق حرفه ای گری در محیط کاره. نمیدونم این فایل رو گوش دادی یا نه. لینکش رو برات می ذارم؛ https://goo.gl/CRwdUk
    این هم مطلب ارزشمندی هست؛ https://goo.gl/QgKsJJ

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام نسرین.
      ممنونم ازت.
      مطلبی که داده بودی رو خونده بودمش. ولی دوباره مرورش کردم. از جمله متنهایی از شعبانعلی‌ست که خیلی برام کاربرد داشته.
      خرید اون پادکست رو هم می‌نویسم در لیست خرید :)

  2. سالار رهگو

    سلام به اقای دکتر :)
    خیلی مبارکه امیدوارم همینجوری جلو بری و هر روز یه قدم اوضاع بهتر بشه
    راستی از فردا دوباره پیام صبح به خیر رو شروع میکنم :)

    1. نویسنده
      پست
      مصطفی قائمی

      سلام سالارجان.
      خوشحالم اومدی اینجا :)

      حتماً. باعث خرسندی‌ست.
      امیدوارم ورود به دورۀ امتحانات سحرخیزی‌مو سخت نکنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *